87 . آنچه پيشينيان دربارهء مبادى و كيفيات گفتهاند
88 . شكوك بر جالينوس « 58 »
89 . تناقضاتى كه براى جاحظ « 59 » در كتاب فضيلة صناعة الكلام رخ داده است
منطقيات
90 . درآمدى به علم منطق
91 . جوامع كتاب المقولات و كتاب العبارة و كتاب القياس « 60 »
92 . در منطق با الفاظ متكلمان اسلام « 61 »
هامش
- على رأى بقراط ، 2 . تفسيره لكتاب طبيعة الانسان . رساله ، شمارههاى 11 و 102 ، و عبارت خود رازى اين را تأييد مىكند : « آشكار گرديد كه آنچه در كتاب اسطقسات و كتاب طبيعة الانسان نوشته شده با گفتار آنكس كه هيولاى آتش و هوا و آب و زمين را اجرام صغار غير قابل قسمت مىداند مناقضت ندارد . . . و ما كتابى مفرد ساختيم و در آن از تفصيل آنچه در اين كتاب به مناقضت اين گفتار آمده و همچنين آنچه را قدما در اسطقسات و مبادى و كيفيات گفتهاند بحث نموديم . » الشكوك ، ص 12 .
( 58 ) . رازى در اين كتاب به نقد آثار جالينوس پرداخته و تناقضاتى كه در آثار طبى و فلسفى آن حكيم وجود داشته است بيان كرده است و در ضمن ، نام بسيارى از آثار خود را در اين كتاب آورده است كه ما مىتوانيم دريابيم كه چه مسائلى در آن كتابها مطرح بوده است . برخى از دانشمندان از جمله ابن ابى صادق و ابن رضوان مصرى و ابو العلاء بن زهر به دفاع از جالينوس به حل شكوك رازى پرداختهاند . نسخهء منحصربهفردى از كتاب ابن زهر تحت عنوان البيان و التبيين فى الانتصار لجالينوس در كتابخانهء مدرسهء نواب مشهد باقى مانده است . مجلهء آستان قدس ، دورهء 7 ، شمارهء 1 ، ص 116 .
( 59 ) . ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ علم كلام را بسيار مهم مىدانست و معتقد بود كه همهء پزشكان بايد متكلم باشند و اگر طب زادهء افكار متكلمان حاذق باشد در اصولى كه آنان بر آن پايه مىنهند خللى يافت نخواهد شد .
الحيوان ، ج 5 ، ص 59 . و از همين روى است كه او كتاب فى فضيلة صناعة الكلام را نوشته است كه رازى تناقضات آن را در كتاب فوق ذكر كرده است . نسخهاى از كتاب جاحظ در موزهء بريتانيا ، در ضمن مجموعهاى ، محفوظ است . مجموعهاى از رسايل جاحظ ، از هيرشفيلد ، در عجبنامه ، ص 202 .
( 60 ) . قاطيغورياس( Categoria )در عربى المقولات ، بارى ارميناس( De InterPretatione )در عربى العبارة ، انالوطيقا در عربى القياس است ( انالوطيقاى اول( Analytica Priora )قياس و انالوطيقاى ثانىAnalytica ) ( Posterioraبرهان است ) . اين هر سه كتاب از ارسطو است . تحول منطق اسلامى ، رشر ، ص 18 .
( 61 ) . ابو ريحان بيرونى مىگويد : « از آنجا كه منطق به ارسطو منسوب است و برخى از آرا و اعتقادات او با اسلام وفق نمىدهد ؛ زيرا يونانيان و روميان در زمان او ستارهپرست بودند ، اكنون اهل تعصب بدين جهت هركس كه نامش با سين ختم مىشود او را به كفر و الحاد نسبت مىدهند ، درحالىكه سين در زبان آنان در اسم اصلى نيست بلكه همچون رفع است براى مبتدا در زبان عرب » . او در ادامهء اين سخن مىگويد اكنون كه طرق اين فن را با الفاظ مألوف خود در علوم به كار مىبرند موجب تنفر نمىگردد « و ها نراهم يستعملون فى الجدل و اصول الكلام و الفقه طرقه و لكن بالفاظهم المعتادة فلا يكرهونها » . تحديد نهايات الاماكن ، ص 9 .