تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
55 . در علت آنكه برخى از مردم و عامهء آنان پزشك را رها مىكنند ، هرچند كه ماهر باشد 56 . در علت آنكه پزشكان نادان و عامهء مردم و زنان بيش از پزشكان دانشمند توفيق مىيابند .

طبيعيات

57 . سماع طبيعى « 37 » 58 . رد بر مسمعى « 38 » در باب رد او قايلان به قدم هيولا را 59 . كتاب كوچك دربارهء هيولا 60 . كتاب بزرگ دربارهء هيولا « 39 » 61 . در زمان و مكان « 40 » 62 . گفتگو ميان او و ابو القاسم كعبى دربارهء زمان « 41 »
هامش
( 37 ) . اين كلمه در برابر كلمهء يونانى فوسيكه اكروآسيس ( فوسيكوس - طبيعى + اكروآسيس - سماع ) كه به معنى دروس شفاهى حكمت طبيعى است در عربى به كار رفته است و يكى از كتابهاى ارسطو بدين نام اشتهار دارد كه آن را سماع طبيعى هم مىگويند . تاريخ الحكماء ، قفطى ، ص 38 . ابن ابى اصيبعه دربارهء سمع الكيان رازى گويد كه : « رازى مىخواسته آن را مدخلى براى علم طبيعى قرار داده باشد تا مطالب متفرقهء كتابهاى طبيعى را براى دانشجويان آسان سازد . » عيون الانباء ، ص 422 . نسخه‌اى از سمع الكيان رازى تا قرن شانزدهم ميلادى در كتابخانهء اسكوريال مادريد وجود داشته و سپس ، طعمهء حريق گرديده است . « فهرست كتب اوليهء عربى در اسكوريال » ، مجلهء الاندلس ، 1934 م . ، ج 2 ، ص 83 . ( 38 ) . مسمعى از متكلمان مشهور معتزله و اصحاب نظام بود . طبقات المعتزله ابن المرتضى ، ص 78 . ابن ابى اصيبعه از اين كتاب به عنوان فى الرّدّ على المسمعى المتكلم فى الرّدّ على اصحاب الهيولى ياد كرده است . عيون الانباء ، ص 423 . اصحاب هيولا به كسانى اطلاق مىشده كه عقيده به قدم عالم داشته‌اند . ناصرخسرو ميان دهريان و اصحاب هيولا فرق قايل شده به اينكه فرقهء اول ابداع و خلق را منكرند و گويند عالم مصنوع نيست بلكه قديم است ، ولى فرقهء دوم گويند هيولا قديم است و صورتش مبدع . جامع الحكمتين ، ص 211 . ( 39 ) . ناصرخسرو مىگويد : « اصحاب هيولا چون ايرانشهرى و محمد بن زكرياى رازى و جز از ايشان گفتند كه هيولا جوهرى قديم است و محمد بن زكريا پنج قديم ثابت كرده است : يكى هيولا و ديگر زمان ، و سه ديگر مكان ، و چهارم نفس ، و پنجم بارى سبحانه » . زاد المسافرين ، ص 73 . قاضى عبد الجبار همدانى شبههء رازى را در مورد قدم عالم چنين بيان مىكند كه « اگر عالم محدث مىبود بايستى محدث و فاعلى داشته باشد و فاعل آن بايستى داراى داعى و غرض باشد . اين داعى يا داعى حاجت است و يا داعى حكمت . داعى حاجت دربارهء حق روا نيست ، ناچار داعى حكمت است ، و آن عبارت است از علم او به نيكويى آن و سود بردن غير به آن و اين در ازل ثابت است . پس ، وجود عالم در ازل ثابت است » . شرح الاصول الخمسة ، ص 116 . ( 40 ) . رازى مسلما عقيدهء خود دربارهء قدم زمان و مكان را در اين كتاب بيان كرده است . ناصرخسرو گويد : « از حكما ، آن گروه كه گفتند هيولا و مكان قديمانند و مرزمان را جوهر نهادند و گفتند كه زمان جوهرى است دراز و قديم و رد كردند قول آن حكما را كه گفتند مرزمان را عدد حركات جسم ، و گفتند اگر زمان عدد حركات جسم بودى روا نبودى كه دو متحرك اندر يك زمان به دو عدد متفاوت حركت كردندى » . زاد المسافرين ، ص 110 . ( 41 ) . ابو القاسم عبد اللّه بن احمد بن محمود بلخى كعبى ، رئيس معتزلهء بغداد ، از شاگردان ابو الحسين خياط بود و در
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 164 | مهدى محقق