كرد . رازى از كيفيت مداواى خود از او پرسش نمود . او چگونگى درمان را شرح داد . ابو بكر گفت :
« من گواهى مىدهم كه تو در ميان چشمپزشكان يگانه و داناترين كس هستى ؛ ولى ، تو مىدانى كه اين امر دردهايى را دربردارد كه نفس بدان رنجه مىشود و داراى شكنجههاى ديرندهاى است كه آدمى را خسته مىسازد و شايد كه عمر سرآمده و مرگ نزديك شده باشد ، آنگاه براى همچو منى زشت است كه در بازماندهء عمرش درد و رنج را بر راحت برگزيند . پس بازگرد ؛ در آنچه نيت و سعى كردى از تو سپاسگزارم » و جايزهء فراوانى به او داد .
پس از آن ، روزگار درازى بر او نگذشت و او در رى وفات يافت ؛ در پنجم شعبان سنهء 313 و در آنوقت ، سن او به سال قمرى شصت و دو سال و پنج روز و به سال شمسى شصت سال و دو ماه و يك روز بود . و اين است نام كتابهايى كه من از او مىشناسم :
كتابهاى او در پزشكى
1 . جامع بزرگ كه معروف به حاوى « 14 » است ، و اين كتاب همچون تعليقاتى است كه او در آنها تصرف نكرده و آنها را به پايان نرسانيده است .
2 . اثبات علم پزشكى « 15 »
3 . درآمدى به علم پزشكى
4 . رد مناقضة الطب جاحظ « 16 »
5 . رد نقض الطب ناشى « 17 »
هامش
- نمىتواند چشمان مرا درمان كند . تاريخ مختصر الدول ، ص 158 .
( 14 ) . حاوى مفصلترين و مهمترين اثر رازى است كه در سال 1279 م . به نام كانتى ننز( Continens )ترجمه و بارها در اروپا چاپ و منتشر شده است . متن كتاب حاوى در بيست و پنج مجلد ، در حيدرآباد هندوستان ، چاپ شده است .
( 15 ) . ابو الفرج ابن هندو فصلى از كتاب خود مفتاح الطب را دربارهء « اثبات الطب » آورده و از منكران و مبطلان طب به عنوان « بطالون » ياد مىكند و مىگويد : « اينان كه طب را مداخله در قضا و قدر خداوند مىدانند در گرسنگى چيزى نخورند و در تشنگى چيزى نياشامند ، شايد خداوند مقدر كرده كه از گرسنگى و تشنگى بميرند . » ص 14 .
( 16 ) . ابو عثمان عمرو بن بحر جاحظ ، متوفا به سال 225 ، از نويسندگان بزرگ اسلامى است و از كتاب مناقضة الطب او اثرى در دست نيست . على بن ربن طبرى فصلى از كتاب خود را اختصاص به مبطلان طب داده و در آنجا چنين گويد : « برخى از نويسندگان معاصر ما چنان به نفس خود معجب و به پايهء خود جاهل گرديدهاند كه به رد طب پرداخته و گمان بردهاند كه در اشيا سود و زيانى براى بدنها و مردم نيست . » فردوس الحكمه ، ص 522 . احتمال دارد كه مراد او از برخى از نويسندگان معاصر ، جاحظ بوده است .
( 17 ) . ابو العباس عبد اللّه بن محمد معروف به ناشى ، متوفا به سال 293 ، از متكلمان مشهور معتزله است . از كتاب نقض الطب او اثرى در دست نيست و احتمال دارد كه همان مسلك جاحظ را در اين موضوع داشته است .