تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
استخفاف مىورزد ، درحالىكه سفاهت شايسته او نيست . او در نوشتن اين كتاب انديشه و زبان و خامه‌اش را به آنچه كه خردمندان خود را از آن منزه مىدارند و بدان التفات نمىكنند آلوده ساخته است ؛ زيرا ، كوشش او در دنيا جز دشمنى چيزى براى او به بار نياورده است . پس پيوسته مىبينيم كسى كه خاك پاى خود را هموار نمىتواند بكند مىگويد : « رازى اموال و ابدان و اديان را بر مردم فاسد ساخته است . » او در قسمت اول و پاره‌اى از قسمت آخر صادق است و لذا ، رد كردن او در قسمت ميانين دشوار مىنمايد ، و من هرچند از پيروى كردن او در آنچه مال را تباه مىسازد بر كنار بوده‌ام - با آنكه ثروت و جز آن را براى بىنياز گرديدن دوست دارم و نفس خود از آن مبرا نمىدانم - از بوائق قسمت پسين رهايى نيافتم ؛ زيرا ، من كتاب او را در علم الهى « 6 » مطالعه كردم و او در آن به آشكارا بر كتب مانى راه مىنمود ، خاصه كتاب او كه سفر الاسرار « 7 » نام دارد . اين نام چنان مرا فريفت كه سيم و زر در كيميا ديگران را مىفريبد . جوانى بلكه پنهان بودن حقيقت ، مرا برجستن آن اسرار از شهرها و اقطار شناختهء زمين ترغيب كرد و چهل و اندى سال در تباريح شوق بازماندم ، تا آنكه پيكى از همدان به خوارزم نزد من آمد و كتابهايى كه براى فضل بن سهلان يافته بود همراه داشت و دريافت كه من مشتاق آنها هستم . در ميان اين كتابها مصحفى بود كه از كتابهاى مانويان ، فرقماطيا و سفر الجبابره و كنز الاحياء و صبح اليقين و تأسيس و انجيل و شاپورگان و تعدادى از رسايل مانى ، و از ميان آنها مطلوب من كتاب سفر الاسرار را در بر داشت . از ديدن آن كتاب چنان شاديى مرا فراگرفت كه تشنه را از ديدن سراب فرا مىگيرد و به دنبال آن اندوهى به من دست داد همانند نااميديى كه به تشنه ، هنگام رسيدن به سراب ، دست مىدهد و گفتهء خداوند بزرگ را صادق يافتم كه « هركه را خداوند براى او نورى قرار ندهد او را نورى نيست . » سپس ، من آنچه را در آن كتاب بود از هذيان خالص و بيهودگى محض مختصر ساختم تا آن كس
هامش
( 6 ) . اين كتاب تحت شمارهء 114 در فهرست بيرونى آمده است و پس از اين ، از آن بحث خواهد شد . ( 7 ) . يعقوبى ، متوفا به سال 284 ، در تاريخ خود از كتاب سفر الاسرار مانى ياد كرده و مىگويد مانى در اين كتاب آيات انبيا را طعن كرده است . مانى و دين او ، ص 104 . در كتابى كه تحت شمارهء 8613 .ORدر موزهء بريتانيا ثبت است و مرحوم مينوى آن را شرح ابو اسحاق نصيبى معتزلى بر نقض ابو على ابن الخلاد بر كتاب رازى ناميده عبارتى ديده مىشود كه گفتهء ابو ريحان را تأييد مىكند و آن عبارت اين است : « انّ محمد بن زكريا الرازى ذكر فقال لا يمتنع ان يكون فى الناس من يقف على خواصّ الاشياء و طبائعها لان كل شىء يختص بخاصية و طبيعة فموسى عليه السّلام لا يمتنع ان يكون قد وقف على مثل ما يختص به مثل تلك الخاصية من الاجسام فلذلك ياتى على يده ما لم يات على يد غيره من انقلاب العصى حية . و ذكر مانى ايضا فى كتاب سفر الاسرار شبهات قدح بها فى معجزات موسى عليه السّلام فلو اوردما هذا سبيله من الشبهات على معجزات موسى عليه السّلام لا بدّ حينئذ من النظر و التامل » . مانى و دين او ، ص 377 .