وضع قوانين كردند ساخته است . اين پزشكان آنانند كه براى به فرياد رسيدن آدميان ، آن اصول و قوانين را نگاهدارى كردند ، چنانكه تا جهان پايدار است آن اصول و قوانين برپا هستند . تا آنكه صحت عزايم و اوهام بسيارى از بيماران را بهسوى معبدهايى كه به نام آن پزشكان ساخته شده بود كشانيد ، و آنان را وادار كرد كه با وارد شدن به آن معابد و برپاى داشتن قربانى در آنجا ، شفاى بيماريهاى بزرگ را بجويند و توفيق بهبود را در اين راه بيابند ، نه بر روش معمولى پزشكى . اسحاق بر اين موضوع به اندازهء كفايت افزوده ، هرچند كه مقالهء او ، در ضمن نسخ و نقل به وسيلهء محصلان نامصحح و گردآوردندگان ناآموزنده ، دچار فساد گشته است .
و يادآور شدى كه چون تو مرا به اين روش متخلق نيافتى در دريافت مقصودت بهسوى من گراييدى ، بدين آرزو كه از جانب من در مطلوب خود با فايدهاى كم و عايدهاى ناچيز دلت شاد گردد .
و من به اندازهء امكان ، گمان تو را محقق گردانيدم و كتابهايى را از ابو بكر كه ديده بودم و يا به نام آنها ، به راهنمايى خود او ، در ضمن كتابهايش برخورد كرده بودم براى تو ثبت كردم . و اگر بزرگداشت من تو را نمىبود چنين كارى نمىكردم ؛ زيرا ، برانگيختن دشمنى مخالفان در اين كار است و آنان گمان مىبرند كه من از پيروان او هستم و جدايى نمىنهم ميان آنچه كه با اجتهاد به صواب كشيده مىشود و ميان آنچه كه هوى و فرط تعصب او ، او را بدان متمايل كرده است ، چندان كه به رسوايى افتاده است و در سختدلى در باب ديانت از اهمال و اعراض و اغفال بسنده نكرده و به يارى ارواح سوء و افاعيل شياطين به قدح ديانت مشغول گشته است ، و ابن او را وادار ساخته كه به كتابهاى مانى و ياران او راهنمايى گردد ، به جهت مكرى كه به اديان از جمله اسلام مىورزيده است .
مصداق گفتار من در پايان كتاب او در نبوات « 5 » يافت مىشود ، آنجا كه به فاضلان و بزرگان
هامش
( 5 ) . اين كتاب تحت شمارهء 173 در فهرست بيرونى آمده است و پس از اين ، از آن بحث خواهد شد .