تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
كم ، و يا در كيفيت است چنان‌كه خون را به يك‌بار يا چند بار از بدن بيرون آورند . 217 . اصحاب جوامع در جوامع فرق گفته‌اند كه مسئلهء قوّت در استفراغ ( بيرون آوردن چيزهايى ، كه زياد به نظر مىآيند ، از بدن ) فقط قوهء حيوانى نبضى نيست - چنان‌كه مردم زمان ما مىپندارند - بلكه قوهء نفسانيه و قوهء طبيعيه است ، و همچنين انواع اين دو مانند قوهء سياسيه و حسيه و حركيه و مدبره كه تحت قوهء نفسانيه ، قوهء جاذبه و دافعه و هاضمه و ممسكه كه تحت قوهء طبيعيه هستند . 218 . پزشكان ناظر به ديگرگونيهاى محسوس در طبيعت بيمار هستند و به ديگرگونيهاى موجود نظرى ندارند . 218 . اگر در حالت تب در حمام استحمام كنى ، بايد اين سه هدف را در نظر داشته باشى : 1 . استحمام در حال تب لرزه نباشد ؛ 2 . هيچ‌يك از اعضاى رئيسه ضعيف نباشد ؛ 3 . در عروق ، اخلاط بد جمع نشده باشد . 220 . هرگاه بخواهى به سرد ساختن مزاج كسى كه طبيعت او گرم است بپردازى بايد به او غذاهايى كه بالقوه و يا بالفعل سرد هستند بدهى مانند اسفناج و سرمق و هندبا و قرع و مغز خيار . 222 . پيشينيان اسامى زير را بر صرع اطلاق مىكردند : « بيمارى بزرگ » ، « بيمارى كودكان » ، « بيمارى خدايى » ، « بيمارى كاهنان » ، « بيمارى هرقلى » . 222 . جالينوس در مقالهء هفدهم از اپيديميا گفته است كه علت آنكه صرع را بيمارى هرقلى مىگويند اين است كه هرقل جبار دچار بيمارى صرع گرديده بود . و ممكن است منظور آنكه آن را بدين نام ناميده مانند منظور كسى باشد كه آن را بيمارى عظيم و درد بزرگ خوانده است و نام هرقل را برگزيده كه دلالت بر بزرگى شأن و جباريت دارد . 223 . سبب ابتدايى بر چند قسم است : 1 . سبب بيمارى كه متشابهة الاجزاء است ، مانند آنكه زهرها سبب تب است ؛ 2 . سبب يكى از بيماريهاى ابزارى ، مانند آنكه ضربت سبب ورم است ؛ 3 . سبب از براى جدا شدن پيوستگى ( تفّرق الاتّصال ) است ، مانند شمشير و تير و گزيدن جانور بر روى زخم . 223 . در جوامع فرق آمده است كسانى را كه سگ هار گزيده باشد بايد مانند ساير كسانى كه جانور گزنده آنان را گزيده معالجه كنند ، يا از خارج با داروهاى حرارت دارى كه موجب باز شدن زخم و جذب زهر گردند ، و يا از داخل با داروهايى كه زهر را نابود و محل آن را خشك كنند ؛ مانند ترياق و داروهاى مانند آن . 224 . جالينوس گفته است كه پادزهر به وسيلهء نهادن گوشتهاى افعى در آن كامل و تمام مىگردد تا زهر را خشك كند و به جهت مشاكلت و همجنسى آن را به خود كشد . 224 . يحيى نحوى در تفسير خود بر سخن جالينوس گفته است كه گوشت افعى كه در ترياق