240 . در جوامع الصنّاعة الصغيرة آمده است كه در درمان زخمها چهار چيز حتما لازم است :
1 . جمع شدن اجزائى كه جدا شده ؛ 2 . نگهدارى آن اجزاء بعد از جمع شدن بر حال نخستين ؛ 3 .
جلوگيرى از اينكه در ميان آن چيزى وارد شود - چه در آغاز آن و چه پس از مدتى ؛ 4 . غذايى به كيفيت غليظ و لزج ( لغزنده ) كه اندازهء آن معتدل باشد .
240 . جالينوس در بخش هفتم از تفسير مقالهء ششم اپيديميا گفته است مقصود او از « پزشكان جديد » پزشكانى هستند كه پس از مرگ اسكندر ظاهر شدند ، يعنى پس از فوت او پزشكى را آموختهاند .
240 . وزن در نبض به معنى مقايسه است و اين مقايسه يا ميان دو حركت است ، همچون مقايسهء ميان انبساط و انقباض ؛ يا ميان دو سكون است ، مانند مقايسهء ميان سكون بيرونى و سكون درونى ؛ و يا ميان حركت و سكون است ، مانند مقايسهء ميان سكون بيرونى و انبساط .
241 . صاحب جوامع گفته است كه نبض در حالت خواب حالتهاى گوناگون دارد ؛ زيرا در آغاز خواب ، كوچكتر و ناتوانتر و كندتر است و پس از استمرار غذا در بدن بزرگ و قوى مىشود و در آخر خواب ، دوباره به حالت كوچكى و ناتوانى برمىگردد .
242 . من مىگويم آنچه او گفته است نيكو و واقعى است مگر آنچه او گفت : « نبض ناتوان و كوچك و كند و متفاوت مىشود در پايان خواب » .
244 . سببهاى تحليل قوا شش چيز است : 1 . عدم غذا ، 2 . بد بودن بيمارى ، 3 . استفراغ مفرط ، 4 . عوارض نفسانى سخت ، 5 . درد شديد .
244 . در جوامع آمده است كه نبض ارّگى نبضى است كه اجزاء رگ در آن نابرابر باشد ؛ همچون دندانههاى اره .
253 . اجتماعى كه در نبض پديدار مىگردد يا از تشنج است و يا از فشار و يا از سرماى درونى و بيرونى و يا از درازى بيمارى و يا از اشتباهى كه در امر بيمار رخ مىدهد از نوشيدن آب سرد بىموقع و مانند آن .
254 . هرگاه بشنوى كه مىگويند « فصلهاى طبيعى » ، بدانكه آنها سهاند : 1 . جنسى كه جامع نر و ماده است ، 2 . مزاج طبيعى ، 3 . نمود بدن .
256 . هرگاه دو مزاج خارج از طبع را در نظر بگيريم كه يكى ميل بهسوى حرارت و ديگرى ميل بهسوى برودت داشته و ميزان خروج از اعتدال در هر دو برابر باشد ، نبض آنكه خارج از اعتدال به سوى حرارت شده قوىتر از نبض كسى است كه بهسوى برودت خارج از اعتدال شده است .
257 . زنان حامله نيازمند هوا هستند براى ترويح حرارت قلب خود و جنينشان ؛ از اين روى ، نبض آنان بزرگتر و تندتر و پىدرپىتر است از آنچه قبلا بوده است .
258 . هرگاه بخواهى تقسيم كلى از بيماريهاى سر بكنى ، بايد بگويى بيماريهايى كه عارض بر
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: مهدى محقق
ص١٤١