تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مهارت پيدا كند تا آنكه رخدادهاى كوچك آن را درك كند ؛ 2 . ضربان نبض مثالى در عالم وجود ندارد تا از آن آموخته شود ؛ 3 . پزشك كه براى كوتاه‌مدت دست خود را بر نبض مىگذارد نمىتواند اجناس دهگانه‌اى را كه در نبض موجود است حس كند . 203 . هرگاه دو جسم باهم برخورد كنند ، يا اينكه هر دو از جهت قوام برابرند و يا اينكه برابر نيستند ؛ بدين‌گونه كه يكى غامز و ديگر منغمز است . در اولى ، اگر از هم جدا شوند اين جدايى دفعتا صورت مىپذيرد ، چنان‌كه صفحه‌اى را از روى صفحه‌اى بردارند ، ولى در دومى جدايى آنها در مدتى از زمان صورت مىپذيرد كه حس آن را درك مىكند ، مانند نبض قوى كه چون برخورد آن با دست برخورد عمز و انغماز است دست را دفع مىكند و داخل آن مىشود . 206 . دستكارى ( العمل باليد ، جراحى ) « 50 » شش‌گونه است : 1 . بستن استخوان شكسته ، 2 . اصلاح استخوان جابه‌جا شده ، 3 . شكافتن ، 4 . دوختن ، 5 . قطع كردن ، 6 . داغ كردن . 206 . در جوامع فرق « 51 » سخنى آمده است بدين معنى كه نخستين كسى كه حالت سومى را ، كه نه صحت است و نه مرض ، اختراع كرده ايروفيلوس بوده است . 206 . جالينوس در مقالهء شانزدهم از مقالات اپيديميا گفته است كه نيروى تغيير دهنده سه نيروى مخصوص را در بر مىگيرد : 1 . نيروى غاذيه ، 2 . نيروى مولّده ، 3 . نيروى هاضمه . 208 . براى « طرف » يعنى بستن و بازكردن سريع چشم سودهايى ياد شده است ، از جمله آنكه اگر چشمها هميشه در حالت بيدارى باز مىبود خسته مىگرديد و از بيرون ، چيزهايى زيان‌آور وارد
هامش
( 50 ) . العمل باليد و عمل اليد و صناعة اليد به عمل جراحى گفته مىشود و همين است كه در زبان فارسى به صورت دستكارى به كار رفته است . چنان‌كه ازرقى در ديوان خود ، ص 21 گويد :باد خوارزمى چو سنگين دل پزشك دستكار * دست پر مسبار دارد آستين پر نيشترهمين كلمهء « دستكار » در زبان عربى هم به كار رفته است . چنان‌كه ثعالبى در قصيدهء ساسانيهء خود كلمهء « نطّاس » را به « دستكاريين » تفسير كرده است . يتيمة الدهر ، ج 3 ، ص 366 . ابن سينا در ارجوزهء طبيّهء خود فصلى را كه تحت عنوان « العمل باليد » آورده بر سه قسم عمل در رگها ، عمل در گوشت و عمل در استخوان تقسيم كرده است :و اذ فرغت من نظام افيد * فآن أن أبدأ باعمال اليد فواحد يعمل فى العروق * ففى جليلها و فى الدقيق و ثانيا نعمله فى اللّجم * و ثالثا نعمله فى العظممن مؤلّفات ابن سينا الطبيّة ، ص 188 . ( 51 ) . اين كتاب دربارهء فرقه‌هاى پزشكى است و منظور جالينوس در اين كتاب آن بوده است كه گفتار هر صنف از فرقه‌هاى سه‌گانه را بيان نمايد . اين كتاب تحت عنوان فرق الطب للمتعلمين ، نقل ابى زيد حنين بن اسحق العبادى المتطبب ، به وسيلهء دكتر محمد سليم سالم تصحيح و وزارت فرهنگ جمهورى عربى مصر آن را در سال 1978 م . چاپ و منتشر كرده است .
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 136 | مهدى محقق