232 . سبب استفراغ و احتقان « 53 » دوازده است كه شش سبب زير براى استفراغ است :
1 . رقيق بودن ماده ، 2 . زياد بودن ماده ، 3 . باز بودن مجراها ، 4 . وجود جاذب به جهت استفراغ ، 5 . قوّت نيروى دافعه ، 6 . ضعف نيروى ممسكه . و شش سبب كه ضد اسباب ياد شده است براى احتقان است .
234 . جالينوس در كتابهاى زير طريق تحليل بالعكس « 54 » را به كار برده است :
1 . العلل و الاعراض ، 2 . حيلة البرء ، 3 . المواضع الآلمة .
و در كتابهاى زير تركيب را به كار برده است :
1 . الاسطقسّات ، 2 . المزاج ، 3 . القوى الطّبيعيّة .
و در كتابهاى زير تحليل حد « 55 » را به كار برده است :
الصّناعة الصّغيرة ، 2 . اثبات الطّبّ « 56 » .
235 . خروج اعضاى مركّبه از حالت استوا و اعتدال در تركيب ، گاهى در همهء اعضا صورت مىپذيرد ، چنانكه اين امر در « بوسطوس » وجود داشت .
235 . تحليل قضيهء استقرائيه يعنى آنكه مىگويند : جانورانى كه گوش آشكار و بارز دارند مىزايند و جانورانى كه گوش فرورفته و گود دارند تخم مىگذارند .
238 . جالينوس در مقالهء هيجدهم از مقالات اپيديميا گفته است دقت ثقب ناظر بهطور اطلاق سبب خوبى بينايى نيست .
هامش
( 53 ) . اخوينى مىگويد : « معنى احتقان آن بود كه چيزى آمدنى اندر تن بماند و نيايد ، و معنى استفراغ آن بود كه چيز ناآمدنى بيايد . » هداية المتعلمين ، ص 179 . در كتابهاى پزشكى اسلامى از استفراغ گاهى تعبير به « استرسال يا استطلاق » و از احتقان تعبير به « استمساك يا احتباس » شده است . مفتاح الطب ، ابن هندو ، صص 37 و 40 .
( 54 ) . على بن عباس مجوسى اهوازى دربارهء تحليل بالعكس گويد : « مانند آنكه انسان را در نظر بياورى و بگويى بدن انسان به اعضاى آلى انحلال مىيابد و اعضاى آلى به اعضاى متشابهة الاجزاء و اجزاء متشابهة الاجزاء به اخلاط و اخلاط به نباتى كه غذاست و نبات به اسطقساتى كه غذا از آن تركيب يافته انحلال يابد » . كامل الصناعة الطبية ، ج 1 ، ص 10 .
( 55 ) . على بن عباس مىگويد : « تحليل حد آن است كه علمى را كه در جستجوى آن هستى در زير تعريفى واحد درآورى ، سپس آن تعريف را از جنس اعلا به فصول و انواع آن تقسيم كنى ، چنانكه جالينوس در كتاب الصناعة الصغيرة ، پزشكى را براساس تعريف ايروقلس تعريف كرده است . » كامل الصناعة الطبية ، ج 1 ، ص 11 .
( 56 ) . اين كتاب بر رد كسانى نوشته شده كه پيرو بخت و اتفاق بوده و طب را انكار مىكردهاند . جالينوس در كتاب فى الحث على تعلّم العلوم و الصناعات مىگويد كه پيروان بخت بطالانىاند كه به آرزوهاى خود چسبيدهاند و خود را در جريان بخت قرار مىدهند . مختصر مقال جالينوس فى الحث على تعلم العلوم و الصناعات در مجموعهء دراسات نصوص فى الفلسفة و العلوم عند العرب ، عبد الرحمن بدوى ، ص 187 .
على بن ربن طبرى در فردوس الحكمة ، ص 522 ، و ابن هندو در مفتاح الطب ، ص 7 ، فصلى را اختصاص به اثبات علم طب و رد منكران آن دادهاند .