تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
دو پاست كه حركت اين اعضا به جهت خلاف مبدأ آنهاست . 185 . اگر بروز خون زنانگى از زيادات پاكيزه گرديده در بدنهاى آنان بود كه در نتيجهء متبرج نبودن و بريدن از ورزشهاى مردانه به‌وجود مىآيد ، بايد آنان كه در ورزش شبيه مردانند مانند اهل روستا و كوهستان حيض نشوند و يا كم بشوند . پس باقى مىماند كه آن خون اضافى باشد كه در بدن آماده گرديده كه اگر فرزند به‌وجود آيد از آن تغذيه كند . 187 . حنين در كتاب اعتذار از جالينوس گفته است كه من سخن سودمندى را براى خوانندگان كتاب خود مىگويم و آن اين است : « هرگاه كتابهاى حكما را مىخوانيد جالينوس يا افلاطون يا ارسطو باشد ، هرگاه در بيان مقصود خود مطلبى را با برهان بيان مىكنند آن را بگيريد و بفهميد ، اما اگر چيزى را براساس دين و اعتقاد خود بيان مىكنند بدان التفات ننماييد ؛ زيرا ، آن را براى خوش آمدن مردم مىگويند و يا آنكه از زمانهاى بس گذشته بدان معتقد بوده‌اند . 188 . جالينوس در كتاب برهان گفته است كه طبيعت انسان دلالت مىكند بر اينكه محال نيست كه هوا هنگام خروج نور از چشم استحاله پذيرد . 190 . قاضى صاعد اندلسى در كتاب طبقات الامم گفته است كه « نيقوماخس » به معنى مقهور كنندهء دشمن است . 190 . مترجمان ماهر در اسلام چهارند : 1 . حنين بن اسحاق ، 2 . يعقوب بن اسحاق كندى ، 3 . ثابت بن قرهء الحّرانى ، 4 . عمر بن فرخّان الطبرى . من مىگويم كه نمىدانم چرا نام اسحاق بن حنين را ياد نكرده است . 190 . ابن ابى الاشعث در كتاب ظهور خون خود گفته است علت اينكه پيشينيان دستور مىدادند كه استعمال داروها چهارده بار تكرار شود اين بود كه چهارده بار ، تأثير تمامى از تأثيرات ماه دارد و هفت‌بار تأثير ناقص دارد . 191 . من مىگويم كه پيشينيان در اعمال خود همهء افعال دوره‌هاى ماه و خورشيد را مورد ملاحظه و نظر قرار مىدادند . 191 . ارشيجانس در كتاب در نقرس خود گفته است كه وجه تسميهء « مرهم رسل » اين است كه آن مرهم از دوازده جزء تركيب يافته است و از همين جهت آن را « مرهم حواريان » نيز گويند . 192 . فرق ميان بيماريهاى وافد و « بيماريهاى بلدى » اين است كه بيماريهاى وافد در يك زمان به سراغ همهء شهريان مىآيد ، ولى بيماريهاى بلدى در هر شهرى به فراخور حال آن شهر و عادات مردمان آن در هر وقت ، برحسب عادت آنان ، پيدا مىشود . 193 . جالينوس گفته است بيماريهاى پاييزى در سه جنس منحصر مىگردد : 1 . ديدان و حب - القرع و حيات ، 2 . وسواس سودايى و سرطان و جذام ، 3 . سل و درد دل و اقشعرار . 197 . نيروى حس‌كننده در بدن از عصب نيست ، بلكه مبدأ حس‌كننده از دماغ است و رسيدن
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 134 | مهدى محقق