تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
جماع كند و منى بيشتر بيرون دهد و آسان‌تر انزال نمايد ، بلكه سبب آن حرارت است كه از معشوق انتشار مىيابد و نيروها را براى دفع منى تقويت مىكند . 69 . اگر نيروهاى نفسانى به تنهايى سبب تولد منى مىبود لازم مىآمد كه فكر آن را در كميّت توليد و زياده كند و هرگاه فكر ادامه داشته باشد و نيروهاى نفسانى در حركت باشد منى بيرون آيد درحالىكه چنين نيست . 69 . خون گرم‌تر از كبد است ، درحالىكه از آن پيدا شده است و اين فقط از جهت كبد نيست بلكه از جهت آنكه به قلب متصل است استفادهء حرارتى را مىكند كه از كبد افزون‌تر است و گرم‌تر از آن مىشود . 70 . بلغم بنا بر رأى رئيس ( ابن سينا ) در تحت دو جنس عالى قرار دارد طبيعى و غير طبيعى . طبيعى آن شيرين و اعتدال در قوام دارد و مىتواند تبديل به خون شود و غير طبيعى آن بر خلاف آن است . 74 . اين‌گونه نيست كه هرگاه اخلاط با خود مناسبت داشته باشند ، به نحوى كه نگهدارندهء نسبت هريك با ديگرى باشند ، صحت و سلامتى را به‌وجود مىآورند . 75 . بدان‌كه در بيشتر جانوران ، غذايى كه وارد معده مىشود ، بدون نوشيدن آب و يا چيزى ديگر كيلوس مىگردد . 76 . پرسش و پاسخ دربارهء اينكه چرا غش كردن به تندى روى مىآورد ، در وقت استفراغ ، به كسانى كه اخلاط آنان رقيق است هرچند كه اسهال آنان به افراط نرسيده است . 77 . ابن سينا در قانون گفته است كه اعضاى آليه را از آن جهت آليه گويند كه آن اعضا آلات نفس و افعال و حركات هستند . 78 . در علت تب غب « 22 » و تب ربع « 23 » در درازى و كوتاهى اختلاف دارند و تب نايبه دراز و خطرناك است . 78 . حس و حركت براى حيات مقّوم ذاتى نيستند ، به نحوى كه اگر در ذهن رفع شوند حيات رفع شود ، و اينكه در تعريف حيوان گفته‌اند متحرك و حساس است تو را به اشتباه نيندازد ، زيرا حس و
هامش
( 22 ) . به بخش 1 همين كتاب ، فصل « تعبيرات و تعريفات منطقى و فلسفى و پزشكى » ، زيرنويس 38 رجوع شود . ( 23 ) . اخوينى از اين تب تعبير به تب چهارم كرده است . هداية المتعلمين ، ص 744 ، و ابن هندو در توصيف آن چنين گويد : « اگر خلط عفونى سوداوى باشد آن را تب ربع گويند ؛ زيرا ، روزى مىگيرد و دو روز رها مىكند و روز چهارم باز مىگيرد » . مفتاح الطب ، ص 133 . شنفرى ، شاعر معروف عرب ، در قصيدهء لاميّة العرب خود از اين تب ياد كرده است :و الف هموم ما تزال تعوده * عيادا كحمى الربع أوهى اثقلرجوع شود به اللاميات الثلاث ، ص 414 .