تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
نيرويى است در بدن كه مدبر آن است ، يعنى همان نيرو كه آن را « طبيعت » نامند » . 114 . معنى « دياسقوريدس » درخت نشان خداوند ( شجّار اللّه ) است و نام صحيح جالينوس ، غلّينوس است و معناى آن ساكن و آرام است ، و ارسطوطاليس ، درست آن ارستوثاليس است و معناى آن تامّ الفضيله يا تمام الفضيله است « 28 » . 115 . اسحاق بن سليمان در كتاب خود گفته است كه درمان بيمارى شراسفى بر سه نوع است : نوع اول دو قسم است : يكى ، تنقيه و كم كردن مرهء سياه از بدن كه وجود آن سبب بيمارى مىشود ، و دوم ، حفظ دهن و معده از توليد چيزهايى مانند آن . نوع دوم ، كه از بيرون استعمال مىشود نيز دو قسم است : يكى ، از خارج كه رياضت با اعتدال پيش از غذاست ، و ديگرى ، آنچه نفس را مسرور مىگرداند از انواع تفريحها . 120 . هرگاه نزد تو دارويى است كه با آن مىخواهى دردى را درمان كنى و احتمال سود و زيان در آن دارو هست ، بايد نيك بينديشى كه اگر زيان آن افزون از سود است بايد آن را رها كنى ، و اگر سود و زيان آن برابر است به عقيدهء من بايد آن را هم رها كنى ، ولى اگر سود آن بر زيانش افزونى دارد بايد آن را به كار بندى . 121 . اسطاذيا گفته است كه نكته‌اى از كتاب التشريح كه در كتابهاى علمى ياد شده است چهار صد ذراع است .
هامش
- زبان عربى تحت عنوان افلاح الارض ، و اصلاح الزّرع و الشّجر و الثّمار ، و دفع الآفات عنها نقل كرده كه به الفلاحة النبطيّة مشهور گرديده و در سال 1984 م . در مؤسسهء تاريخ علوم اسلامى وابسته به دانشگاه فرانكفورت ، از بلاد آلمان ، در هفت مجلد چاپ شده است . از كتابهاى مهم ديگر او كتاب الانوار است كه مورد توجه ابن مطران بوده و آن را مختصر و خلاصه كرده است . پيش از ابن وحشيه ، جابر بن حيّان كتابى تحت عنوان السموم نوشته كه تحت عنوان كتاب السّموم و دفع مضارّها ، تأليف الشيخ ابى موسى جابر بن حيّان الصّوفى - رحمة اللّه عليه - تلميذ جعفر الصّادق ، در سال 1958 م . به وسيلهء آلفرد سيگال( Alfred Siggel )در شهر ويسبادن ، از بلاد آلمان ، چاپ شده است و در آغاز كتاب سم را چنين تعريف كرده است : « انّ السّمّ جسم كّونى ذو طبائع عالية مفسد لمزاج ابدان الحيوان ضربا من الفساد » . ( 28 ) . رسالهء كوتاهى تحت عنوان تفسير اسماء الحكماء به ابو نصر فارابى نسبت داده شده كه در آن نامهاى دانشمندان زير بدين‌گونه تفسير شده است : 1 . افلاطون : الصادق الفصيح ؛ 2 . ارسطاطاليس : الكامل الفضيلة ؛ 3 . ابقراط : ماسك الصّحة ؛ 4 . جالينوس : فاعل العجائب ؛ 5 . هرمس : السّعيد الجدّ ؛ 6 . سقراط : المزيّن بالحكمة ؛ 7 . اسقليبيادس : المشتق من القوة الالهية ؛ 8 . روفس : معدن الحكمة ؛ 9 . فرفوريوس : اللّون السّماوى ؛ 10 . الاسكندر : الشديد الباس : 11 . خروساوريا : اللون الذهبى ، سمّى بذلك لجودة رأيه ؛ 12 . اسقلبيوس : نافى اليبوسة ؛ 13 . اغلوقن : الازرق ؛ 14 . تامسطيوس : المليح العبارة . اين رساله طى مقاله‌اى از فرانزرزنتال درJournal of the American Oriental Society، ج 62 ، 1942 م . ، صص 73 - 74 چاپ شده است .