حضور معتضد آوردند كه داراى ريش انبوهى بوده است .
47 . رازقى همان سوسن سفيد است .
47 . مشورت حدسى لطيف است به آنچه سزاوارترين از ميان امور ممكنه است و مشير بايد عالم به پيرامون امرى باشد كه دربارهء آن با او مشورت شده است .
47 . اگر بگويند اندوه چيست ؟ بگو حالتى است كه براى نفس عارض مىشود ، در نتيجهء از دست دادن آنچه نفس آن را دوست دارد . و اگر بگويند ترس چيست ؟ بگو توقع امرى مكروه . و اگر بگويند ماليخوليا چيست ؟ بگو چيرگى وسوسهها بر نفس و وحشت بدون سبب و گمانى فاسد بدون علت .
47 . ورمها بر دو قسمند : يك قسم از اعضاى رئيسه دفع مىشوند كه در آن نبايد رادعات و رادّات و مانعات به كار برده شود ، و قسم ديگر كه از عضوى رئيس دفع نشده كه بايد در آن رادعات سردكننده و رادعات آميخته با مرخيات به كار برده شود .
48 . جالينوس حكايت كرده است كه در برخى از قربانيهاى پيشين قلب باز مىشد و صحيح و زنده از بدن جدا مىگرديد و به صورت قربانى ، در محلى كه قربانى ذبح شده را در معبدها مىگذاشتند ، نهاده مىشد .
49 . جالينوس گفته است نامگذارى دو رگ سباتى به آن نام خطاست و اين خطا هم در معنى است و هم در اسم ، و اين خطا از فيلسوفان و پزشكان به جهت عدم آشنايى آنان به علم تشريح پيدا شده است .
50 . ابن سينا در شفا نقل كرده است كه نفس اجتماع اسطقسات و يا نفس تركيب آنها به وسيلهء تماس و شكلپذيرى كافى نيست كه كاينات از آنها پديد آيد ، بلكه اين امر منوط است به اينكه برخى در برخى ديگر تأثير گذارد و برخى از برخى ديگر تأثر پذيرد .
51 . بيماريها بر سه قسمند : يكى دردآور مانند صداع و نقرس ، و ديگرى بيماريهاى زشتىآور مانند برص و جذام و ريختن موى و مانند آن ، سومين آن كاهنده از خلقت تمام مانند كورى و كرى و نظير اين دو .
51 . رازى در كتاب پزشكى ظريفان خود نقل كرده است كه اگر نيروى پاسخگويى در علوم در اطاعت انسان و حفظ آن بنا به ميل او بود ، علوم در سينهها باقى مىماند ؛ ولى ، چون فصول « 18 » دشوار و گزارشها دراز است چارهاى جز از تدوين كتابها نيست .
هامش
- الرازى ، شمارهء 33 ، ص 8 . فرانزرزنتال رسالهء فى الابنة رازى را تحت عنوانAr - Razi on the Hidden Illness( كتاب رازى دربارهء بيمارى پنهانى ) به زبان انگليسى ترجمه و با مقدمهاى تحقيقى در مجلهء تاريخ پزشكى ، شمارهء 52 ، سال 1978 م . صص 45 - 60 منتشر ساخته است .
( 18 ) . كلمهء فصول معادل كلمهء آفوريسم است كه بقراط آن را به كار برده است . براى آگاهى بيشتر به بخش 1 همين كتاب ، فصل « ترجمه و تلخيص كتاب مفتاح الطب » ، زيرنويس 12 رجوع شود .