19 . در جوامع ثابت بن قرّه بر كتاب جالينوس موسوم به نوزادانى كه هفت ماه در رحم بودهاند « 7 » ، آمده است كه اينطور نيست كه هر نوزادى كه پس از هفت ماه حاملگى به دنيا بيايد زنده بماند و براى شناسايى اين امر بايد حساب ماههاى كامل حمل را با ماه كسرى حمل و ماه كسرى ولادت جمع كنى اگر همه ، صد و هشتاد و دو روز و نصف و ثمن روز ، به تقريب ، شد زاييده مىشود و اگر كمتر شد مىميرد .
20 . در جوامع حنين بر كتاب انديشههاى بقراط و افلاطون « 8 » آمده كه عصب حس نرم قرار داده شده ، زيرا آن منفعل است نه فاعل ، و آنچه قابل است بايد نرمتر باشد از آنچه فاعل است .
20 . اگر بخواهى قلب كسى را باز كنى تا حالت نبض قلب و رگهاى جهندهء آن را با چشم ببينى بايد اين امر را در خانهاى كه هواى آن گرم است انجام دهى ؛ زيرا ، اگر قلب با هواى سرد برخورد كند شخص فورى مىميرد .
21 . در كتاب ياد شده آمده كه در سينهء بيمارى ناسورى پديد آمده بود كه به استخوان ميان سرسينه رسيده بود . وقتى ما خواستيم او را درمان كنيم و به اجسامى كه گرد استخوان سر سينه را فراگرفته بود نظر افكنديم ، ديديم كه استخوان سر سينه فاسد شده و ناچار به بريدن آن شديم و اين موضع فاسد همان جايى بود كه پوشش قلب در آنجا قرار دارد كه معمولا ما وقتى در تشريح قلب را باز مىكنيم آن پوشش را مىگشاييم و وقتى اين امر را مشاهده كرديم در بيرون آوردن استخوان توقف كرديم .
23 . جالينوس در كتاب اپيديميا گفته است كه گاهى حبس شدن خون حيض بيمارى مىآورد ؛
هامش
( 7 ) . حنين بن اسحاق دربارهء اين كتاب مىگويد : « كتاب جالينوس دربارهء نوزادانى كه هفت ماه در رحم مادر بودهاند :
اين كتاب در يك مقاله است و نسخهاى از آن نزد من بود ، ولى خواندن آنچنانكه بايد براى من ميسر نگرديد تا چه رسد به ترجمهء آن ، باوجود آنكه كتابى نيكو و تازه و پرسود است . پس از مدتى ، من آن را به زبان سريانى و عربى ترجمه كردم » . رسالة حنين بن اسحق الى على بن يحيى فى ذكر ما ترجم من كتب جالينوس بعلمه و بعض ما لم يترجم ، به تصحيح و ترجمه به زبان آلمانى به وسيلهء برگشتراسر( Bergshtrasser )، ص 32 . كتابى كه مورد استفادهء ابن مطران بوده يعنى جوامع ثابت لكتاب جالينوس تحت عنوان مختصر ثابت بن قرّة الحرّانى لكتاب جالينوس فى المولودين لسبعة اشهر با مقدمهاى به زبان انگليسى به وسيلهء خانم اورسولا و ايسرUrsula ) ( Weisserدر مجلهء تاريخ العلوم العربية ، ج 7 ، شمارههاى 1 و 2 ، 1983 م ، ص 77 چاپ شده است .
( 8 ) . حنين بن اسحاق دربارهء اين كتاب مىگويد : « كتاب او در آراى بقراط و افلاطون : اين كتاب را در ده مقاله نوشته است و غرض او در آن اين است كه بيان كند كه افلاطون در بيشتر گفتارهايش موافق بقراط است ، از جهت آنكه از او اخذ كرده است و ارسطو در چيزهايى كه با آن دو مخالفت ورزيده خطا كرده است . و بيان مىكند در آن ، همهء آنچه را كه مورد نياز است از امر نيروى نفس مدبر كه به وسيلهء آن فكر و توهم و ذكر بهوجود مىآيد و نيز اصول سهگانهاى را كه نيروهايى كه تدبير بدن بدانهاست از آن منبعث مىشود و فنون مختلف ديگرى غير از اينها » . رسالهء حنين ، ص 26 .