تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
كه صفرا بر بدنها و حواس آنان غلبه كرده است . 4 . تعجب مكن كه برخى از اعضا با كيفيتى موافقت دارند كه اگر آن كيفيت بر عضو مشابه آن عارض گردد آن را زيانى آشكارا مىرساند . 5 . در درمان يرقان درنگ مكن كه بسيارى از كسان كه آن را آسان گرفتند به مرگ ناگهانى دچار گرديدند . 5 . اگر مىخواهى در مورد درمان بيمارى به يقين برسى ، نخست بايد بنگرى كه آن مورد مشابه با بيماريهاى ديگر هست يا آنكه نيست . 6 . سفيدى لب دليلى مخصوص بر سوء مزاج كبد است و اين را بايد پيش چشم بدارى تا بيماريهايى را كه از اين امر به‌وجود مىآيد بدانى . 6 . بازگشت مرار از كبد به معده توسط رودهء اثناعشرى و رودهء بوّاب است ، به نحوى كه از پايين معده به بالاى آن مىرود . 7 . كلمه « قص » « 3 » ، با صاد ، قص سينه است و با سين نيست . 7 . اگر مىخواهى بدانى كه سده در گردنهء مثانهء بالايى است يا در مجراى پايين آن است كه مرار از آن دفع مىشود ، بايد به حال براز نظر افكنى . 8 . در كتاب يرقان حسن بن سعيد « 4 » ديدم كه آب هندبا ( كاسنى ) در همهء بيماريهاى كبدى سودمند است ، چه آن بيماريها گرم باشد يا سرد و مفرد باشد يا مركّب . 8 . داروهايى كه در دردهاى كبدى به كار برده مىشوند اگر براى ادرار است بايد بسيار خوب كوبيده شوند ، ولى اگر براى اسهال است چندان لزومى ندارد . 9 . شير بز بيشتر اسهال‌آور است ، چون جنبهء آب بودن آن بيشتر و جنبهء غذا بودن آن كمتر است ، و غرض از استعمال آب پنير تنقيهء بدن است نه تغذيه ؛ ولى ، شير گاو غليظترين شيرهاست و چربى آن بيشتر است و در مرطوب نگاه داشتن بدن و فربه ساختن آن به كار مىرود .
هامش
( 3 ) . القصّ رأس الصّدر ، يقال له بالفارسيّة « سرسينه » . لسان العرب ، ج 7 ، ص 84 . ( 4 ) . مقصود ، ابو الحسن سعيد بن هبت اللّه الحسين است كه در پزشكى و فلسفه مهارتى داشت و از پزشكان المقتدى بامر اللّه و فرزندش مستظهر به شمار مىآمد و در بيمارستان عضدى بغداد نيز به درمان بيماران مىپرداخت . او در سال 495 وفات يافته است . او ، گذشته از كتابى دربارهء يرقان ، اين كتابها را نيز تأليف كرده است : المغنى فى الطب ، فى صفات تراكيب الادوية ( در اين كتاب به توضيح داروهايى كه در مغنى ذكر كرده پرداخته است ) ، الاقناع ، التلخيص النظامى ، خلق الانسان ، فى ذكر الحدود و الفروق . از كتاب اخير نسخه‌اى در مدرسهء شهيد مطهرى ( سپهسالار ) ، به شمارهء 1100 ، موجود است كه آن را اعتضاد السلطنه وقف آن مدرسه كرده است . رجوع شود به عيون الانباء فى طبقات الاطباء ، ابن ابى اصيبعه ، ص 342 .