كسى كه بيمارستان را ابداع و اختراع و ايجاد كرد بقراط بن ايراقليدس است كه نزديك خانهء خود بوستانى را اختصاص به بيماران داد و خدمتكارانى را هم براى درمان آنان برگماشت و نام آنجا را احشندوكين يعنى محل گرد آمدن بيماران نام نهاد .
33 . بخورهايى كه براى دفع بخارها و بادهاى فاسد شهرها ، بهطور عموم ، سودمند است عبارت است از صندل براى تابستان ، عود براى بهار ، كندر براى زمستان و پوست توت براى پاييز .
33 . در همان كتاب ( كتاب البيمارستانات ) به ما از وضع شهر ميافارقين و آبها و گياهان و جانوران آنجا خبر داد و همهء آنها را نكوهش كرد ، و سپس از خشونت خاك آن شهر و سختى زمين آن از قول امير ممّهد الدّوله مطالبى را نقل كرد .
36 . او حكايتى ديگر را نقل مىكند دربارهء اينكه هرگاه بوستانها و درختها و ميوهها شهرى را فراگيرد و مردم آن شهر از ميوههاى آن استفاده كنند چه زيانهايى را در بردارد .
38 . دانش پزشكى نزديك به نابودى بود ، در زمان زاوس الهى جد اسقلبيوس و زمان بقراط ، تا آنكه ملك فريسامس پراكندگى آن را ترميم كرد و شكافتگى آن را پيوند داد ، تا آنكه آن را برگردانيد و در شهر قو ، كه شهر بقراط است ، و در شهر قيداروس و در شهر برغامس ، كه شهر جالينوس است ، آن را پابرجا كرد .
39 . تمام شدن بيمارستان ميافارقين و وارد شدن بيماران در آن براى درمان و مداوا سال 417 بوده است .
39 . سوزاندن خرچنگهايى كه از آنها در داروها استفاده مىشود بايد در هنگام طلوع ستارهء شعرى باشد .
40 . برخى از اعضا نياز به آن دارند كه در غايت صلابت و سختى باشند ؛ از اين روى ، استخوانى و مصمت يا داراى استخوانى مصمت آفريده شدهاند . و برخى ديگر كه پايه و اساس بدن قرار دارند و بايد سبك باشند استخوان مجوف و سخت يا داراى استخوان مجوف و سخت آفريده شدهاند .
40 . زادگاه ارسطو ، يعنى سطاخيرا ، از شهرهاى بزرگ و مشهور نبوده بلكه روستايى بوده است و پس از او معروف گرديد ؛ و زادگاه جالينوس ، يعنى برغامس ، نيز شهرى كوچك بود ؛ و زادگاه اراطس غريب و خروسپس ، صاحب رصد ، روستايى به نام سولا بود و با نام اين دو مشهور گرديد ؛
هامش
- ابن مروان را خدمت مىكرد . اين نصير الدوله همان است كه ابن بطلان بغدادى كتاب دعوة الاطبّاء را براى او نوشت . او از پاداشى كه نصير الدوله براى درمان دخترش به او داده بود بيمارستان ميافارقين را بنا نمود و املاك فراوانى را اختصاص به آن داد . و ابن ابى اصيبعه اين آثار را از او ياد مىكند : كتاب البيمارستانات ، كتاب فى الفصول و المسائل و الجوابات ( بخش دوم اين كتاب پاسخ و پرسشهايى است كه در مجلس علم بيمارستان ميافارقين كه آن را فارقى نيز مىگفتند صورت گرفته است ) ، كتاب فى المنامات و الرّؤيا ، فيما يجب على المتعلمين لصناعة الطب تقديم علمه ، كتاب امراض العين و مداواتها . عيون الانباء ، ص 341 .