دوم ضعيفتر از اول بزند . اين را مطرقى گويند ؛ زيرا ، شبيه مطرقى ( مطرق - چكش ) است كه بر سندان مكرر كوبند و كوب دوم ضعيفتر است .
النّبض المعتدل
137 / 10
نبضى كه ميان نبض ممتلى و خالى است .
النّبض المعتدل
137 / 4
نبضى كه ميان نبض صلب و لين است .
النّبض المعتدل
136 / 1
نبضى كه ميان قوى و ضعيف است .
النّبض المعتدل
136 / 11 « 177 »
نبضى است كه ثابت بر حال صحت باشد ، ميانين نبض عظيم و صغير .
النّبض المعتدل
138 / 4
نبضى كه ميان نبض متواتر و نبض متفاوت است .
النّبض المعتدل
137 / 13
نبضى كه معتدل ميان نبض سريع و بطئى است .
النّبض المعتدل
137 / 16
نبضى كه ميان نبض حارّ و نبض بارد است .
النّبض الملتوى
142 / 9
نبض ملتوى مانند نخى است كه پيچيده و تافته مىشود .
النّبض الممتلى
137 / 10 « 178 »
نبضى است كه انگشت هنگام غمز آن احساس چيز پرى را مىكند ؛ مانند ركوهء پر .
النّبض المنتظم
139 / 15
نبض منتظم آن است كه اختلاف در نبضها ادوارى باشد و از آن تخلف نكند ؛ مانند آنكه سه نبض مساوى باشند و يكى مخالف آنها و به همين ترتيب منظما دور بزند .
النّبض المنخفض
136 / 6 « 179 »
ضد نبض شاهق است .
هامش
( 177 ) . نبض ميان ميان . رگشناسى ، ص 23 .
( 178 ) . نبض پر . رگشناسى ، ص 27 . نبضى است كه به انگشت بتوان دانست كه رگ تهى نيست و اندر وى رطوبتى هست . ذخيره ، ج 1 ، ص 67 .
( 179 ) . نبض افتاده . رگشناسى ، ص 23 .