تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
دوم ضعيف‌تر از اول بزند . اين را مطرقى گويند ؛ زيرا ، شبيه مطرقى ( مطرق - چكش ) است كه بر سندان مكرر كوبند و كوب دوم ضعيف‌تر است .

النّبض المعتدل

137 / 10 نبضى كه ميان نبض ممتلى و خالى است .

النّبض المعتدل

137 / 4 نبضى كه ميان نبض صلب و لين است .

النّبض المعتدل

136 / 1 نبضى كه ميان قوى و ضعيف است .

النّبض المعتدل

136 / 11 « 177 » نبضى است كه ثابت بر حال صحت باشد ، ميانين نبض عظيم و صغير .

النّبض المعتدل

138 / 4 نبضى كه ميان نبض متواتر و نبض متفاوت است .

النّبض المعتدل

137 / 13 نبضى كه معتدل ميان نبض سريع و بطئى است .

النّبض المعتدل

137 / 16 نبضى كه ميان نبض حارّ و نبض بارد است .

النّبض الملتوى

142 / 9 نبض ملتوى مانند نخى است كه پيچيده و تافته مىشود .

النّبض الممتلى

137 / 10 « 178 » نبضى است كه انگشت هنگام غمز آن احساس چيز پرى را مىكند ؛ مانند ركوهء پر .

النّبض المنتظم

139 / 15 نبض منتظم آن است كه اختلاف در نبضها ادوارى باشد و از آن تخلف نكند ؛ مانند آنكه سه نبض مساوى باشند و يكى مخالف آنها و به همين ترتيب منظما دور بزند .

النّبض المنخفض

136 / 6 « 179 » ضد نبض شاهق است .
هامش
( 177 ) . نبض ميان ميان . رگ‌شناسى ، ص 23 . ( 178 ) . نبض پر . رگ‌شناسى ، ص 27 . نبضى است كه به انگشت بتوان دانست كه رگ تهى نيست و اندر وى رطوبتى هست . ذخيره ، ج 1 ، ص 67 . ( 179 ) . نبض افتاده . رگ‌شناسى ، ص 23 .
مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 85 | مهدى محقق