تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

نبض الخاوى

137 / 12 « 158 » يا خالى ، نبضى است كه انگشت هنگام غمز ( فشردن با دست ) آن ، احساس چيز خالى را مىكند ؛ مانند ركوهء ( كوزه ) خالى .

النّبض الدّودى

141 / 18 نبض دودى ( كرمى ، مانند كرم ) عريض و پر نيست و موج آن ضعيف است ، همچون كرمى است كه در تجويف رگ مىجنبد .

النّبض الّذى يسمّى ذنب الفارة

141 / 2 « 159 » دو نوع است : يكى آنكه اختلاف در يك نبض است و ديگرى آنكه اختلاف در نبضهاى مختلف است . در اولى ، يك نبض در طول رگ تدريجا كوتاه مىشود تا پنهان گردد و در دومى ، نبضى است كه مقدارى بزرگى دارد و به دنبال آن كوچك‌تر مىشود .

النّبض الرّخو

137 / 8 رجوع شود به « النّبض اللّين » .

النّبض السّريع

136 / 13 « 160 » نبضى است كه حركت آن در زمان كوتاه‌تر از معتاد صورت پذيرد .

النّبض السّيئى الوزن

138 / 8 « 161 » اگر نسبت ميان حركت و سكون نبض ، در سنين خاص ، متناسب نباشد آن را نبض سيئى الوزن خوانند .

النّبض الشاهق

136 / 4 « 162 » نبضى است كه گوشت انگشت را دفع كند و در آن داخل شود تا مسافتى كه بيشتر است از حال صحت .

النّبض الصّغير

136 / 10 « 163 » نبضى است كه در طول و عرض و شهوق ناقص‌تر است از آنچه در حال صحت بوده است .

النّبض الصّلب

137 / 4 « 164 » نبض صلب آن است كه انگشت هنگام قرع ( كوفتن ) آن همانند برخورد با نخ يا وتر ( زه كمان ،
هامش
( 158 ) . نبض تهى ، رگ‌شناسى ، ص 28 . ( 159 ) . نبض دم‌موشى ، رگ‌شناسى ، ص 45 . ( 160 ) . نبض تيز ، رگ‌شناسى ، ص 24 . ( 161 ) . آن است كه وزنش نيكو نبود . رگ‌شناسى ، ص 35 . ( 162 ) . نبض بلند . رگ‌شناسى ، ص 23 . ( 163 ) . نبض خرد . رگ‌شناسى ، ص 24 . ( 164 ) . نبض سخت . رگ‌شناسى ، ص 27 .