نبض الخاوى
137 / 12 « 158 »
يا خالى ، نبضى است كه انگشت هنگام غمز ( فشردن با دست ) آن ، احساس چيز خالى را مىكند ؛ مانند ركوهء ( كوزه ) خالى .
النّبض الدّودى
141 / 18
نبض دودى ( كرمى ، مانند كرم ) عريض و پر نيست و موج آن ضعيف است ، همچون كرمى است كه در تجويف رگ مىجنبد .
النّبض الّذى يسمّى ذنب الفارة
141 / 2 « 159 »
دو نوع است : يكى آنكه اختلاف در يك نبض است و ديگرى آنكه اختلاف در نبضهاى مختلف است . در اولى ، يك نبض در طول رگ تدريجا كوتاه مىشود تا پنهان گردد و در دومى ، نبضى است كه مقدارى بزرگى دارد و به دنبال آن كوچكتر مىشود .
النّبض الرّخو
137 / 8
رجوع شود به « النّبض اللّين » .
النّبض السّريع
136 / 13 « 160 »
نبضى است كه حركت آن در زمان كوتاهتر از معتاد صورت پذيرد .
النّبض السّيئى الوزن
138 / 8 « 161 »
اگر نسبت ميان حركت و سكون نبض ، در سنين خاص ، متناسب نباشد آن را نبض سيئى الوزن خوانند .
النّبض الشاهق
136 / 4 « 162 »
نبضى است كه گوشت انگشت را دفع كند و در آن داخل شود تا مسافتى كه بيشتر است از حال صحت .
النّبض الصّغير
136 / 10 « 163 »
نبضى است كه در طول و عرض و شهوق ناقصتر است از آنچه در حال صحت بوده است .
النّبض الصّلب
137 / 4 « 164 »
نبض صلب آن است كه انگشت هنگام قرع ( كوفتن ) آن همانند برخورد با نخ يا وتر ( زه كمان ،
هامش
( 158 ) . نبض تهى ، رگشناسى ، ص 28 .
( 159 ) . نبض دمموشى ، رگشناسى ، ص 45 .
( 160 ) . نبض تيز ، رگشناسى ، ص 24 .
( 161 ) . آن است كه وزنش نيكو نبود . رگشناسى ، ص 35 .
( 162 ) . نبض بلند . رگشناسى ، ص 23 .
( 163 ) . نبض خرد . رگشناسى ، ص 24 .
( 164 ) . نبض سخت . رگشناسى ، ص 27 .