تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
ممكن گرداند .

النّفض

167 / 15 بيرون آوردن فضولات از بدن است به وسيلهء معالجه ، مثل فصد كردن و به اسهال آوردن و به قى آوردن .

النّقرس

( درد بند پا ) 129 / 6 « 186 » يكى از دردهاى مفاصل است و نشانهء اختصاصى آن ورم و درد است .

النّما

97 / 8 افزايشى است كه در جسم از متشاكل خود پديد مىآيد و در بعدهاى سه‌گانه ، يعنى طول و عرض و عمق ، به تناسب خود امتداد مىيابد و جسم به حالت خود باقى است و فقط كميّت آن تغيير مىكند ؛ مانند حركتى كه بدن كودك به سوى بزرگى در طول و عرض و عمق دارد .

النّمله

( هزار چشمه ) 130 / 8 « 187 » ورم و زخمهاى كوچكى است كه خارش و سوزش و گرمى دارد و در لمس سخت است و به صورت قرحه درمىآيد و سپس ، آب مىشود .

الواصلة

( الاسباب . . . ) 107 / 6 يكى از شعب اسباب ممرضه است و آن سببهايىاند كه با بيمارى همراهند ؛ تا سبب هست بيمارى هست ، و سبب كه مرتفع شود بيمارى هم مرتفع مىگردد ، مانند عفونتى كه ايجاد تب مىكند .

الوباء من الامراض

131 / 6 « 188 » بيماريهاى وبايى ، بيمارى معمول و متعارف در برخى از جاهاست ؛ زيرا ، آن بيماريها تابع مزاج آن جاها و قوّت آب و تدبير ساكنان آن است ، و اينها را « بيماريهاى بلدى و اممى » نامند .

وجع الورك

( درد سرين ) 131 / 1 رجوع شود به « عرق النّسا » .

الوخم

127 / 6 اشتها به غذاى پست است و اين بر زنان آبستن عارض مىشود .
هامش
( 186 ) . نقرس ورمى است كه در هر دو پا يا يكى از آنها پيدا مىشود ، و بيشتر به كسانى كه پاهاى خرد دارند و يا از طريق راه رفتن زندگى مىگذرانند عارض مىشود . التيسير فى المداواة و التدبير ، ص 376 . ( 187 ) . نمله بثره‌ها باشد كوچك و سوزان ، و آماس اندك‌اندك كند و زود ريش كند و پهن باز مىشود . اغراض ، ص ( 318 ) . نمله زموره را گويند ، و بدان چنين خوانند اين را كه زموره از جاى به جاى رود . هدايه ، ص 615 . ( 188 ) . معنى و با آن بود كه جوهر هوا گنده گردد و چون هوا گنده گردد موتان آرد و بيماريهاى وبايى بسيار گردد ، و هوا ، باد استاده بود و باد ، هواى جنبان . هدايه ، 147 .