ابريشم رباب يا چنگ ) سخت كشيده شده باشد .
النّبض الضّعيف
136 / 18
نبض ضعيف ضد نبض قوى است .
النّبض الضّيق
136 / 5 « 165 »
ضد نبض عريض است .
النّبض الطّويل
136 / 3 « 166 »
اگر نبض در طول ساعد بيش از آنچه در حال صحت بوده آشكار گردد طويل خوانده مىشود .
النّبض العديم الوزن
138 / 18
رجوع شود به « النبض السيئى الوزن » .
النّبض العريض
136 / 3 « 167 »
نبضى است كه انگشت نبض گيرنده در عرض ساعد ، بيش از آنچه در حال صحت است ، بگيرد .
النّبض العظيم
136 / 9 « 168 »
نبضى است كه زايد بر آن است كه در حالت صحت وجود داشته ، از نظر طول و عرض و شهوق ( بلندى ) .
النّبض الغزالى
140 / 12 « 169 »
آن است كه نبض دوبار بزند و رجوع و سكون آن در بار دوم حس نشود ، ولى زدن دوم بلندتر از زدن اول باشد و غزالى از آن جهت ناميده شده كه آهو ( غزال ) جستن دومش بلندتر از جستن اول اوست .
النّبض الغير المنتظم
139 / 18
بر خلاف نبض منتظم است ، يعنى آن دور منظمى كه در آن ياد شد در اين وجود ندارد .
النّبض القصير
136 / 5 « 170 »
اگر از ميزان معهود كوتاهتر باشد آن را قصير خوانند كه ضد طويل است .
النّبض القوى
136 / 16
نبض قوى آن است كه بر انگشت فشار آورد و با آرام گرفتن باز نايستد .
هامش
( 165 ) . نبض تنگ . رگشناسى ، ص 22 .
( 166 ) . نبض دراز . رگشناسى ، ص 22 .
( 167 ) . نبض . كوتاه . رگشناسى ، ص 22 .
( 168 ) . اگر درازا و هم پهنا و هم بلندا دارد نبض عظيم خوانند . رگشناسى ، ص 23 .
( 169 ) . نبض آهوى . رگشناسى ، ص 43 .
( 170 ) . نبض كوتاه ، رگشناسى ، ص 22 .