النّبض اللّين
137 / 6 « 171 »
نبض ليّن آن است كه انگشت هنگام قرع آن همانند برخورد با نخ و يا وتر كشيده نشده باشد .
النّبض المتدارك
138 / 6
رجوع شود به « النّبض المتواتر » .
النّبض المتفاوت
138 / 6 « 172 »
نبض متفاوت آن است كه زمان فاصلهء ميان دو نبض درازتر از حالت صحت باشد .
النّبض المتواتر
138 / 6 « 173 »
نبض متواتر آن است كه زمان فاصلهء ميان دو نبض كوتاهتر از حالت صحت باشد .
النّبض المجانب الوزن
139 / 2
از اقسام نبض سيئى الوزن است و آن آن است كه نبض كودكان همانند نبض سالخوردگان باشد .
النّبض المختلف
139 / 10 « 174 »
نبض مختلف آن است كه اجزاء يك نبض در بزرگى و تندى و نيرو همانند نباشد - يعنى بزرگتر و تندتر و قوىتر از بعض ديگر باشد - و يا آنكه چند نبض در اوصاف ياد شده مختلف باشد - يعنى نبضى قوى و نبضى ديگر ضعيف و يا نبضى تند و نبضى ديگر كند باشد .
النبض المرتعد
142 / 18
نبضى است كه حال آن شبيه به رعد است .
النّبض المستقيم الوزن
138 / 16
رجوع شود به « النّبض الحسن الوزن » .
النّبض المستوى
139 / 8 « 175 »
نبض مستوى آن است كه اجزاء يك نبض در بزرگى و تندى و قوّت و مانند آن متشابه باشد و يا آنكه چند نبض در اوصاف ياد شده متشابه باشند .
النّبض المطرقى
140 / 16
نبض مطرقى يا ذو القرعتين « 176 » آن است كه يكبار بزند ، سپس سكون آن حس نشود تا براى بار
هامش
( 171 ) . نبض نرم . رگشناسى ، ص 27 .
( 172 ) . نبض گسسته . رگشناسى ، ص 26 .
( 173 ) . نبض دمادم . رگشناسى ، ص 26 . نبضى است كه روزگار سكون ، كه در ميان دو زخم اوفتد ، سخت اندك باشد . ذخيره ، ج 2 ، ص 67 .
( 174 ) . مختلف نبضى باشد كه پياپى بازپسين به پيشين ماند و پياپى . ذخيره ، ج 2 ، ص 68 .
( 175 ) . نبض هموار . رگشناسى ، ص 28 . نبض مستوى آن است كه بازپسين به پيشين ماند . ذخيره ، ج 2 ، ص 68 .
( 176 ) . دو زخمى . رگشناسى ، ص 45 .