باقى نمىماند كه قرآن اين موضوع را به گونهاى اعجازآميز و به صورت موعظه بيان فرموده است ، آن هم در زمانى كه نه كالبدشكافى وجود داشت و نه ميكروسكوپى كه به موضع انزال منى قبل از خارج شدن آن از بدن راه يابد . و اگر از جنبهى عصبى و درجهى اهميّت آن به اين بحث بنگريم ، خواهيم ديد كه كاملا با جنبهى تشريحى آن مطابقت دارد . اين معنا را به گونهى ديگرى نيز مىتوان توضيح داد ، هنگامى كه شما مىگوييد فلان مسأله از ميان زيد و عمرو برداشته شد . منظور شما آن خواهد بود كه زيد و عمرو با كمك همديگر آن را از ميان برداشتهاند . قول بارىتعالى نيز كه مىفرمايد :
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
همين معنا را مىرساند . يعنى صلب و ترائب با هم همكارى كردند تا منى از محل استقرار خود خارج شده و به وظيفهى خود عمل نمايد . با توجه به اين توضيحات مىتوان گفت كه : « منى از ميان صلب مرد به عنوان يك مركز عصبى - تناسلى امركننده و ترائب او به عنوان رشتههاى عصبى مأمور به اجرا خارج مىشود » و در واقع خروج منى با تناسق و هماهنگى كامل بين آمر و مأمور انجام مىپذيرد . و اين مسأله از نظر علمى نيز به اثبات رسيده است . از كار افتادن هركدام از اين اندامها ، باعث توقف عمل جنسى به طور غريزى مىگردد .