محاذى لولههاى رحم جايگزين مىشوند ) مىتوانيم آيهى قرآن را به ترتيب زير ، مراحل آفرينش خلقت آدمى دانست .
از آب دافق كنار و اطراف نخاع خلقت شد .
در صلب و ترائب دو قسمت وابسته به بيضه و رحم جاى داشت .
سپس از مجرا و گذرگاه كه بيضه و تخمدان باشد گذشت . . .
ناگفته نماند چون متاستازهاى سرطان بيضه در وهله اوّل اطراف ستون فقرات تظاهر مىكند ممكن است به زودى اعلام دارند كه بين مايع اطراف نخاع و مايع موجود در مجارى منىساز بيضه ارتباط مسلّم و قطعى برقرار است . « 1 » »
ح : بين نخاع و سينهى هر شخص « 2 » .
خ : ترائب به چيزهاى جفت و مساوى در بدن انسان گفته مىشود . و لذا به انگشتان دست و دو استخوان ران پاى انسان نيز ترائب گويند . ( يعنى منطقهاى كه آلت تناسلى مرد در آن قسمت واقع شده است ) « 3 » در همين راستا دكتر دياب و دكتر قرقوز نيز پس از نقل معانى مفسرين مىنويسند :
« اكنون كه ميدان معنا تا اين حد گسترده است ما آن معنا را برمىگزينيم كه با حقايق علمى نيز موافقت دارد . يعنى ترائب را عبارت از استخوانهاى ميان هر دو پا فرض مىكنيم . » « 4 »
و استاد آية اللّه معرفت نيز همين معنا را پذيرفتهاند « 5 » .
بررسى :
اصل لغت ترائب به دو معناى « خضوع و تسليم » و هر « دو چيز مساوى در بدن » است و به نظر مىرسد كه اكثر معانى و احتمالاتى كه در آيه مطرح شد استعمالاتى در مصاديق همين دو معناست .
امّا با توجه به معانى « ترائب » و احتمالاتى كه دادهاند چند معنا براى آيه
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
ممكن است بيان شود :
اوّل : آبى كه از پشت مرد و سينهى زن خارج مىشود . اين معنا موافق اكثر معانى ترائب است كه تعبير سينه و استخوان سينهى زن دارد . و در همين راستا يكى از مترجمان قرآن آيهى 6 - 7 سورهى طارق را اينگونه ترجمه مىكند :
« از آب جهندهاى خلق شده [ كه ] از صلب مرد و ميان استخوانهاى سينهى زن بيرون مىآيد . » « 6 »
برخى از مفسران همين معنا را پذيرفته و درصدد توجيه علمى آن برآمدهاند . « 7 »
امّا با توجه به اينكه اين جمله
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
صفت ماء دافق است و اوول زن حالت جهندگى ندارد ، نمىتواند احتمال قوى به حساب آيد .
و صاحب التحقيق نيز با طرح همين احتمال آن را غير صحيح مىداند . چون منى از بين پشت مرد و سينه
هامش
( 1 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ص 240 - 241 .
( 2 ) . البصائر ، ذيل آيه .
( 3 ) . ر . ك : تفسير ابن كثير ، ذيل آيه ، از ضحاك ( كه از تابعين تابعين در تفسير است ) اين معنا را نقل مىكند . ( قال ضحاك :
الترائب بين الثديين و الرجلين و العينين . . . )
و در مقاييس اللغة نيز گويد : ترب : اصلان احدهما التراب و ما يشتق منه و الاخر تساوى الشيئين .
و صاحب التحقيق بعد از آنكه اصل معناى لغوى را مسكنه و خضوع كامل مىداند مىگويد : امّا خروجه من بين الصلب و الترائب فلعلّ المراد خروجه من بين العمود الفقرى و هو الصلب المنتهى الى العجز و بين الفخذين المعبر عنهما بالترائب لكونهما من اسافل الاعضاء . . . ( مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن كريم ، ج 1 ، ص 383 - 384 ) .
( 4 ) . طب در قرآن ، ص 32 .
( 5 ) . ر . ك : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 6 ، ص 62 - 64 .
( 6 ) . استاد فولادوند ، ترجمهى قرآن .
( 7 ) . سيد قطب ، تفسير فى ظلال القرآن ، ج 6 ، ص 3877 ، دار الشروق ، 1402 ق ، الطبعة العاشرة .