مىشود و تشكيل تخمك مىدهد و سپس به كندى حركت مىكند تا در رحم زن مستقر مىشود و كم كم رشد كرده و كودكى به دنيا مىآيد .
پس با توجه به مسائل علمى فوق مىتوان احتمال نخست را پذيرفت كه مراد از « ماء دافق » همان منى مرد است كه با جهش بيرون مىآيد . و با ظهور آيه نيز سازگار است . و اين بدان جهت است كه چيزى كه از زنان خارج مىشود ( اوول ) جهشى ندارد . و در هنگام حركت به طرف رحم هم به كندى حركت مىكند .
پس ديدگاه دوّم در مورد « ماء دافق » ( آب مشترك زن و مرد ) صحيح به نظر نمىرسد . و احتمال سوّم را نيز كسى نگفته است . پس اساسا منتفى است .
2 - مراد از « صلب » چيست ؟
در اين مورد چند احتمال وجود دارد :
الف : در مورد اين لغت ، راغب مىگويد : صلب « چيز شديد و سخت » را گويند و به همين مناسبت به مرد اطلاق مىشود « 1 » .
ب : برخى احتمال دادهاند كه مراد استخوان پشت مرد « 2 » ( ستون فقرات ) باشد و در راستاى همين معنا ، دكتر قرقوز و دكتر دياب در مورد معناى كلمهى صلب مىنويسند :
« صلب شامل ستون فقرات كمر و استخوان خاجى و از نظر عصبى دربرگيرندهء مركز تنظيم رفتارهاى جنسى است . رشتههاى عصبى كه از صلب ( ستون فقرات ) نشأت گرفتهاند ، دستگاه تناسلى را عصب مىدهند . از اين رشتهها مىتوان شبكهى خورشيدى ، شبكهى عصبى خاجى و رشتههاى عصبى دستگاه تناسلى را نام برد .
اين رشتههاى عصبى با رشتههاى عصبى مسؤول انقباض و انبساط شريانهاى خونى و نعوظ و رخوت آلت تناسلى و كليهى امور مربوط به فعاليتهاى جنسى تلاقى مىكنند . اگر بخواهيم منطقهى صلب را كه مسؤول اين عصبدهى مىباشد مشخص كنيم ، مىگوييم كه اين منطقه در محدودهاى بين مهرهى دوازدهم پشتى و مهرهى اوّل و دوّم كمرى و دوّم و سوّم و چهارم خاجى قرار دارد . » « 3 »
پ : برخى نيز احتمال دادهاند كه كل بدن انسان كه بين استخوان سينه و پشت واقع مىشود مراد باشد « 4 » .
ت : برخى نيز احتمال دادهاند كه مراد محل خروج منى مرد باشد « 5 » . و در راستاى همين معنا دكتر پاك نژاد صلب را به معناى دستگاه نطفهساز مردانه مىداند « 6 » .
ث : برخى از لغويين نيز احتمال دادهاند كه مقصود استخوان مرد باشد « 7 » .
ج : برخى از لغويين نيز احتمال دادهاند كه مقصود مطلق قوّت و شدّت باشد . « 8 »
ح : برخى از لغويين نيز احتمال دادهاند كه مقصود مبدأ پيدايش منى باشد يعنى دستگاه گوارش . « 9 »
بررسى :
با توجه به اينكه همهى اقوال در مورد مرد و يا محل خاصى از بدن او ( مثل پشت يا ستون فقرات ) است .
اجمالا معلوم مىشود كه مراد از صلب ، زن يا قسمتى از بدن او نيست .
امّا با توجه به معناى ترائب كه بعدا مىآيد ، صلب به معناى « پشت مرد » صحيحتر به نظر مىرسد . و امّا
هامش
( 1 ) . مفردات راغب اصفهانى ، مادهى صلب .
( 2 ) . فخر رازى ، تفسير كبير ، ذيل آيهى 5 - 7 سورهى طارق و نيز مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 6 ، ص 262 .
( 3 ) . طب در قرآن ، ص 31 .
( 4 ) . علامه طباطبائى ، تفسير الميزان ، ذيل آيهى 5 - 7 سورهى طارق .
( 5 ) . رستگارى جويبارى ، تفسير البصائر ، ذيل آيهى 5 - 7 سورهى طارق .
( 6 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 240 .
( 7 ) . مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 6 ، ص 263 .
( 8 ) . همان .
( 9 ) . همان .