تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
گوش و بينى در اين دو عضو ، اشك و آنزيم لايزوزيم در شستشو و محافظت از چشم و يا وجود ميكروبهاى مفيد و مدافع مخاطها با اثر رقابتى خود نسبت به ميكروبهاى بيمارىزا را مىتوان از جمله عوامل دفاعى خارجى دانست . همچنين وجود رفلكسهاى دفاعى عطسه ، سرفه و گاه استفراغ و اسهال از جمله مكانيسمهاى مختلف روبنده ، پاك‌كننده ، شوينده دستگاه‌هاى تنفسى و گوارشى بوده و هريك به نحوى از نفوذ يا رشد و تكثير عوامل بيمارىزاى خارجى پيش‌گيرى مىكند و با دفاع ساده و ابتدايى خود محيط داخلى بدن را از آزار اجرام حفظ مىنمايد . در اين زمينه افرادى هستند كه نسبت به برخى از بيماريها حساس يا مقاوم‌اند كه اين مقاومت مربوط به ساختمان خاص بافتها و مواد مترشحه‌ى بدن آنهاست كه يكى از باارزش‌ترين موهبتهاى الهى مىباشد و قسمتى از آن به زمينه‌هاى ارثى و سرشتى افراد ارتباط دارد هرچند عوامل ناشناخته ديگر نيز ممكن است در آن دخيل باشد . علاوه بر عوامل دفاعى يادشده يكى از زمينه‌هاى تأمين سلامت انسان قدرت سازش بدن او با شرايط متنوع و متغير محيط زندگى است . اين نيروى تطابقى از جمله موهبتهاى خاصى است كه خداوند در وجود بشر قرار داده تا در برابر هرگونه تغيير شرايط محيط خارجى بتواند به نحو خودكار عكس‌العمل مناسب نشان دهد و دگرگونيهاى زندگى خود را در محدوده‌ى وسيعى تحمل كند . تغييرات جوى مثل سرما ، گرما و رطوبت هريك موجب واكنش مناسبى در پوست ، دستگاه تنفسى ، عروقى غدد ترشحى ، سيستم عصبى و ديگر دستگاه ها شده ، با ايجاد عرق يا انقباض عروق سطحى بدن و بروز يك سلسله پديده‌هاى مناسب ، دگرگونيهاى پر دامنه‌ى محيط ، قابل تحمل كند . همچنين محركاتى مثل نور زياد و صداى بلند كه اولى به وسيله‌ى پلكها و تغيير ديافراگم مردمك چشم تابش نور را متعادل كرده و در مورد صداهاى با شدت زياد ، هم مىبينيم كه اگر محرك به نسبت تصاعد هندسى زياد شود احساس شنود به نسبت تصاعد عددى افزايش يافته و در نتيجه شدت احساس ، كمتر از شدت محرك شده زيان‌بارى صداى بلند را براى گوش كاهش مىدهد . البته اين تحمل نيز حدى دارد كه اگر از حد خود تجاوز كند مكانيسم سازش و ايجاد عادت نيز نمىتواند مانع پىآمد زيان‌بارى محرك شده در درازمدت ممكن است موجب عوارض عضوى و روانى گردد . يا مثلا قدرت سازش با گرسنگى ، تشنگى و كم‌خوابى نيز تا حدودى مىتواند براى انسان قابل تحمل باشد . نكته‌ى قابل توجه اينكه تغييرات محيط و واكنشهاى تطابقى بدن در افزايش ميزان فعاليت اعمال جسمى و روانى انسان مىتواند نقش مثبت و مؤثرى داشته باشد و دگرگونيهاى مطلوبى را در سيستم عصبى و فعاليت غدد درون‌ريز وى به وجود آورده و بدن را در مسير رشد و تكامل و تفكر بيشترى قرار دهد . البته شدت محركات محدوده خاصى براى انگيزش دارد كه اگر از حد خود بگذرد عوارض نامطلوبى خواهد داشت يعنى فقر و فشار زندگى كه در حد معتدل خود سازنده و مقاوم‌كننده است خارج از آن مىتواند موجب ناتوانى فرد و انحطاط نژادى شود همان گونه كه غناى بدون مسؤوليت نيز نتيجه‌اى چنين دارد . به هر صورت تطابق كه مجموعه واكنشهاى دفاعى بدن در برابر تغييرات محيط خارجى است غالبا موجب افزايش فعاليت‌هاى فيزيولژيكى شده و در حد اعتدال