بسيار سخت را تحمل كند به نحوى كه ميزان استقامت آن در بين انواع جانوران از همه بيشتر بوده و به خصوص نژاد سفيد كه بناى تمدن بشرى را برافراشته از ديگر نژادها پرطاقتتر است و اين در حالى است كه اعضاى ما بسيار شكننده و ظريف بوده و با كمترين ضربه و آسيبى شكسته يا مجروح مىشود و به محض اينكه جريان خون متوقف شود دستخوش تحليل و فساد مىگردد .
مغز كه از نظر فرماندهى مركز همهى تواناييها و تحملهاست از نظر تشريحى بسيار نرم و لطيف بوده با فشار انگشت له مىشود و اين خود يك وجه افتراق ديگرى بين بدن انسان با ماشين يا ابزارهاى مكانيكى خواهد بود چون استحكام ماشين با قدرت جنس فلزى كه در ساختمانش به كار رفته و دقتى كه در به هم پيوستن قطعاتش صورت گرفته است ارتباط دارد در حالى كه نزد موجودات زنده بيشتر قابليت ارتجاع بافتها و ويژگيهاى ترميمپذيرى نسوج و مهمتر از همه خاصيت و امكان تطابقى است كه موجود مىتواند در برابر تغيير وضع محيط و موقعيتهاى تازه از خود نشان دهد ، معيار استحكام و ارزشمندى خواهد بود . همچنين استقامت در برابر خستگى ، مشكلات زندگى ، ظرفيت كار و كوشش و داشتن تعادل عصبى از جمله ملاكهاى برترى است و ماهيت اين ويژگيها كه آيا به ساختمان سلولى يا مواد شيميايى متشكلهى آنها يا رمز چگونگى همكارى بين بافتها به وسيلهى هورمونها و اعصاب بستگى دارد از جمله مسائلى است كه هنوز براى دانشمندان به خوبى روشن نشده است . همان كه « ابراين » مىگويد :
بزرگترين منطقهى كشف نشده در اين دنيا فضاى بين دو گوش ماست .
ازاينرو بايد گفت كه نيرومندان واقعى آنها هستند كه در زمينهى روانى و عصبى قدرت بيشترى دارند و نه اينكه فقط از ورزيدگى عضلانى به نحو مطلوب بهرهمندند . اين افراد در برابر خستگى و ترس مقاومت دارند و در امر سلامت و امنيت خود تشويش به دل راه نمىدهند و به پزشك نيازمند نيستند و سرنوشت خود را در كار و كوشش ، مبارزه و تفكر و مهر ورزيدن ورق زده و جستجو مىكنند و بدون نياز به وابستگيها و امكانات مختلف ساختگى با مسائل و مشكلات محيط به طريق ساده و در عين حال مؤثر روبهرو مىشوند و به موفقيت نيز دست مىيابند .
ازاينرو مىبينيم كه اثرات رفاه و راحتى همچون جهل و فقر مىتواند سلامت انسان را دستخوش ضعف و اختلال كند و برعكس شرايطى كه انسان را به تلاش دائمى و نظم فيزيولوژيكى و اخلاقى وادار سازد و براى رفع و حل موانع و مسائل زندگى او را به كار و انديشه مشغول نمايد امكان استقامت بيشترى را در مقابل خستگى و سختيها برايش فراهم خواهد كرد .
نقش محيط داخلى و ثبات آن در سلامت بدن :
ويژگى شگفت ديگرى كه خداوند در خلقت انسان ايجاد كرده كيفيت تطابقى است كه به نحو دقيق و خودكار در ارتباط با دگرگونيهاى محيط داخلى و خارجى نسبت به تأمين سلامت و حفظ بقاى آدمى نقش مؤثر و حياتبخش دارد .
مهمترين عاملى كه موجب تأمين سلامت و جريان مطلوب زندگى انسان مىشود ثبات محيط داخلى بدون كم و كيف تركيبى آن است . هرچند اين پايدارى وضعيت را نبايد مرادف با نوعى سكون و ركورد تصور كرد بلكه مىتوان آن را مربوط به فعاليت دايمى و منظم همهى اعضاى بدن دانست كه با آرامش عمل دستگاهها و بافتهاى مختلف و دگرگونيهاى متناسب و هماهنگ خون كه بر اثر آنزيمها ، ترشحات غدد درونريز ، سيستم عصبى و