را تنظيم مىكند و در اثر روابطى كه با نخاع و پياز نخاعى و مغز دارند بين كار احشاء و اعمال عضلانى همآهنگى ايجاد مىكنند .
عقدههاى سمپاتيك به وسيلهى رشتههاى عصبى در سه ناحيهى جمجمه ، پشتى و فكى با دستگاه عصبى مركزى يا ارادى مربوط مىشوند و پيوستگى با كل سيستم را فراهم مىكنند .
همچنين در دستگاه عصبى خودكار عقدهها و رشته هاى عصبى ديگرى نيز وجود دارد كه آنها را سيستم پاراسمپاتيك مىنامند . اين سيستم نيز مثل دستگاه نباتى يا احشايى سمپاتيك ، رشتههايى به اعضا و احشاى داخلى فرستاده و فعاليت احشايى را در جهت مشخصى تحت نظارت و كنترل مىگيرد .
نحوهى تأثيرپذيرى و عملكردى دو سيستم سمپاتيك و پاراسمپاتيك با هم متفاوت بوده و هريك در جهت خاص خود اعمال احشايى را فرماندهى مىكنند مثلا تحت اثر تحريك سمپاتيك حركات قلب تند و به علت تحريك پاراسمپاتيك ضربان قلب كند مىشود سمپاتيك مردمك چشم را تنگ و پاراسمپاتيك آن را گشاد مىنمايد و برحسب برترى عمل هريك از اين دو دستگاه است كه طبائع آدميان متفاوت خواهد بود .
اين نكته را نيز بايد يادآورى كرد كه خداوند براى قلب يا موتور بدن يك دستگاه محركهى اختصاصى و موضعى در اين عضله و شاخههاى عروق بزرگ آن منظور و تعبيه كرده است كه در موارد بروز مشكلات عمومى و قطع ارتباطات شبكهاى ، قلب بتواند تا رفع مشكل از شبكه سراسرى ، از اين مولد الكتريكى و سيستم خودكار موضعى و داخلى بهرهمند شود و به كار ادامه دهد تا در جريان خون و اكسيژنرسانى اين عضو اختلال اساسى بروز نكند .
در همين راستا بعضى از غدد مترشحه داخلى نيز مانند هيپوفيز و غدد فوق كليه كه از سلولهاى عصبى و ترشحى ساخته شده و به فرمان سمپاتيك فعال گشته يا شروع به ترشح مىكنند ، مادهى ترشحى آنها بر روى تغيير قطر عروق و حركت احشاء همان اثر سمپاتيك را از خود بروز مىدهند مثلا آدرنالين كه از قسمت مركزى غدد فوق كليوى ترشح مىشود موجب تندى ضربان قلب و تنگ شدن عروق مىشود و در وقت نياز بدن به نحو خودكار در تنظيم برنامه هاى احشاى داخلى و حفظ سلامت نقش خود را ايفا مىكند .
به طور كلى دستگاه عصبى خودكار يعنى سيستم اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك و واسطههاى شيميايى هورمونى ، در قلمرو وسيعى وضعيت احشايى ما را تحت فرمان داشته و وحدت و نظم عملى آنها را تأمين مىكنند همچنين اين دستگاه با دستگاه عصبى مركزى يا ارادى كه تمام فعاليتهاى بدن ما را همآهنگ و تنظيم مىنمايد در قاعدهى مغز و قسمت هاى تحت قشرى ارتباط دارد .
به علاوه اين مركز محل و منشاء بيشتر تظاهرات عاطفى انسان بوده و با واسطهى غدد درونريز تمام واكنشهاى هيجانى جسمى و روانى ما را رهبرى مىكند .
در اينجا به عنوان گريز از متون كاملا علمى و تخصصى ، قسمتهايى از تقرير شيخ نديم جسر در كتاب داستان ايمان كه حقايق كاملا درست و استوارى را با بيان ساده غير علمى نوشته است بر اين مطالب مىافزايم تا محتواى موضوع را به تعادل علمى انشائى كه در طرح كلى كتاب مورد نظر بوده و به كار گرفته شده است نزديك كند .
« اين جهان عصبى شگفتآور و حيرتانگيز چيست كه آگاهانه و ناخودآگاه بر آن مسلطيم و بر ما مسلط است ما به وسيلهى بخشى از آن با ارادهى خود بر بعضى از اعضاى حكم مىرانيم و آن نيز به وسيلهى
قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 480
مساهمون: محسن عباس نژاد
ص٤٨٠