بندى شده آغاز شده و با رعايت موازين خاص الاهم فى الاهم برخى فورىتر و برخى ديررستر ، ساخت و ساز نسوج مجروح طبق نقشهى كددارى صورت مىگيرد . مثلا پارگى يك شريان كوچك سريعتر از وريد و ترميم وريد زودتر از پوست انجام مىگيرد يا اينكه اگر يكى از استخوانهاى اندامى بشكند انتهاى استخوان آسيبديده عضلات و عروق ريز را پاره مىكند و مخلوطى از خون و فيبرين اطراف محل شكسته را فرامىگيرد و پس از چند ساعت پديدهى التهاب به عنوان اولين اثر فيزيكى شكستگى نمود مىيابد و سپس واكنشهاى هدفدار و به هم پيوسته يكى پس از ديگرى بروز مىكند و ابتدا با فعالتر شدن گردش خون موادى كه براى ترميم بافتهاى آسيبديده لازم است به محل منتقل مىشود و كانون شكسته ، تمام اعمال عضوى خود را براى مرمت استخوان به كار مىگيرد در اجراى اين برنامه ، سازمانيابى واكنشها چنان است كه مواد ساختمانى و عمليات در دست انجام بر حسب نياز و اولويت تهيه و عرضه مىشود . مثلا ابتدا يك لايهى عضلانى كه مجاور استخوان شكسته قرار گرفته است حالت بافت غضروفى پيدا كرده و با ايجاد اين پل ارتباطى و ترميمى در خلال چند هفتهاى كه براى اين ترميم لازم است يك رشته واكنشهاى مختلف شيميايى عصبى و خونى تا رسيدن به تشكيل بافت التيامى صورت مىگيرد كه واقعا از ديدگاه يك دانشمند فيزيولژيست نظم و پيوستگى و ظرافت اين پديدهها همه اعجابانگيز است و هرچند ممكن است پزشك جراح معالج كمك هاى خود را عامل اصلى ترميم بداند ولى آنچه در واقع روى پزشك را سفيد كرده و آبروى وى را مىخرد و مسألهى ترميم شكستگى را عهدهدارى مىكند اعمال نظامدار سلولى بافتى و سازوكارهاى التيامدهندهى طبيعى بدن است و نقش پزشك و جراح فقط نظارت و گاهى تقويت اين جريان طبيعى و مراقبت از كم و كيف آنها است .
دنياى دفاعى بدن و مكانيسمهاى ايمنى بخش دستگاه مصونيت عالمى تازه و بس فراخ پيش روى ما نهاده است كه در چند دههى پايانى قرن بيستم دريچهى آن به روى دانشمندان اين علم گشوده شد و شگفتيهاى اين جهان پهناور امروزه علم طب و بهداشت را در سيطرهى نفوذ خود قرار داده و دانش نوپاى ايمونولژى را به عنوان يكى از حلقههاى اساسى و دفاعى درمان و پيشگيرى شأن و مقام بخشيده است كه در اينجا به صورت سايهى كم رنگى برخى از نكات سادهى آن ذكر مىشود .
محافظت بدن در برابر عوامل عفونتزا و مزاحم خارجى به وسيلهى دو سازمان و از دو طريق صورت مىگيرد كه مجموعهى آن را مىتوان سازمان حفاظى دفاعى ناميد . اين دو راه عبارتند از :
پوست و مخاطها يا دستگاه محافظ خارجى :
پاسداران اين مسير را عوامل غير ايمونولژيك يا مصونيتزا تشكيل مىدهند كه بيشتر از طريق فيزيكوشيميايى ورود يا رشد و تكثير ميكرو ارگانيسمها را به بدن مانع مىشوند .
پوست با سازمانها و تركيبات مختلف يعنى داشتن سلولهاى شاخى ، اسيد لاكتيك اسيدهاى چرب موجود در عرق و حالت اسيدى سطح خود ، مانع ورود ميكروبها به بدن مىشود و مخاط با داشتن لايههاى محافظ در برابر عوامل بيمارىزاى ميكروسكپى ، حركت منظم سلولهاى مژهدار و ترشحات ويژهاى كه در هر محيط به مناسبت نياز همان محل صورت مىگيرد ، مىتواند سد راه ورود ميكروارگانيسمها گردد ، مثلا وجود بزاق در دهان ، ادرار در مجراى ادرار ، اسيد معده در معبر دستگاه گوارش ، منى در مجارى تناسلى ، جريان خون در عروق ، ترشحات