تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
زياد مىگردد ، چنان‌كه در كشورهاى غربى به دليل اجرا و سابقه‌ى آن ، خصوصا نسبت به رحم اجاره اى ، به دليل خوددارى مادران اجاره‌اى از تسليم فرزند به والدين ژنتيكى يا متقاضيان طرف قرارداد ، در دادگاه طرح دعوا شده و از موضوعات جنجالى به حساب آمده است . « 1 » - احتمال به دنيا آمدن فرزندان دوقلو و چند قلو در لقاح آزمايشگاهى زياد است . - تخمك‌هاى بارور و جنين‌هاى اضافى كه در اثناى لقاح آزمايشگاهى تهيه مىگردد ، از معضلات حيات انسانى به شمار مىآيند ، به اين دليل كه تخمك‌هاى بارور ، اولين مرحله‌ى خلقت انسانى است ( اول ما خلق النطفة ) حال آيا از بين بردن آنها ، قتل انسان يا سقط جنين نيست ؟ آيا تجارت با آنها ، برده‌فروشى به شيوه‌ى جديد نيست ؟ آيا فروش آنها به زوجين ديگر جهت بارورى ، فروش فرزند و تبنّى « 2 » نيست ؟ و . . . . - با همه‌ى پيشرفت‌هاى فن‌آوريهاى توليد مثل ، موفقيت در اين روشها ، ده و حد اكثر پانزده درصد است و تقريبا نود درصد موارد به شكست مىانجامد . در اين صورت آيا جايز است با صرف هزينه‌هاى زياد ، هتك عرض ، بازى با فروج و حياتىترين مسأله‌ى انسانى در پى آن باشيم ؟ خصوصا كه تعداد اشخاص عقيم و نازا به يك هزار و ده هزار ختم نمىگردد ، بلكه ده درصد اشخاصى كه در سن توليد مثل هستند يا از هفت نفر يك نفر ، از عقيمى يا نازايى رنج مىبرند . بنابراين از بين بردن عقيمى در روى زمين غير ممكن است ، چرا كه خداوند بىترديد در خلق عقيم مصلحتى را در نظر داشته است ، چنان‌كه مىفرمايند :
لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَخْلُقُ ما يَشاءُ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْراناً وَ إِناثاً وَ يَجْعَلُ مَنْ يَشاءُ عَقِيماً إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ
« 3 » « فرمانروايى [ مطلق ] آسمانها و زمين از آن خداست ؛ هرچه بخواهد مىآفريند ؛ به هركس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مىدهد . يا آنها را پسر [ ان ] و دختر [ انى ] توأم با يكديگر مىگرداند و هركه را بخواهد عقيم مىسازد اوست داناى توانا . » پس ، اولا ، چنين عملياتى با قوانين طبيعى و تكوينى ناسازگار و بلكه مضرند و ثانيا ، در عقيم يا زايا بودن ، مرد يا زن بودن و يك قلو زاييدن يا دوقلو زاييدن ، قدرت خداوند آشكار مىگردد و زندگى انسانى ، بلكه هستى ، متعادل و متوازن مىگردد . در نتيجه ، جمع بين اين حكمت‌ها و مصالح زاد و ولد اقتضا دارد كه زوجين ، تنها به رفع و معالجه‌ى عقيمى و اسبابى كه باعث عقيمى شده است ، بپردازند . اگر موفق به توليد نسل نشدند ، به خريد اسپرم يا تخمك يا تخمك بارور و يا اجاره‌ى رحم روى نياورند . - اين شيوه از توليد نسل به انتخاب اسپرم يا تخمك دانشمندان مشهور ، هنرمندان ، ورزش‌كاران ، زيبا رويان ، شجاعان و . . . منجر مىشود ، چنان‌كه در آلمان نازى قصد آفرينش انسانهاى برتر و يك‌نواخت مطرح شده بود و يا دكتر گراهام از ايالت كاليفورنياى امريكا ، حدود پنجاه زن را برگزيد و اين تجربه را با آنها به مرحله اجرا گذاشت ؛ مثلا يكى از زنان به نام دكتر بليك ، كه تا سن چهل سالگى ازدواج نكرده بود ، با مراجعه به مركز نگه‌دارى انجمادى منى ( بانك اسپرم ) ، منى يك استاد علوم اجتماعى مشهور را
هامش
( 1 ) . در دادگاههاى انگليس ، آمريكا و فرانسه رخ داده است كه براى آگاهى بيشتر ر . ك : ناصر كاتوزيان ، توجيه و نقد رويه قضايى ، ص 48 و كرگورى . اى . پنس ، موارد كلاسيك در اخلاق پزشكى ، ج 2 ، ص 70 به بعد . ( 2 ) . احزاب / 5 و 6 . ( 3 ) . شورى / 49 و 50 .