برگزيد و بعد از بارورى ، فرزند را به دنيا آورد . ( البته اظهار داشت با اين فرزند خوشبخت است و بعد از بزرگ شدن فرزند ، حقيقت امر را به او خبر خواهد داد ) . « 1 » آيا اين همان نكاح استبضاع زمان جاهليت نيست كه دين اسلام آن را ممنوع كرد .
- بيشتر موارد توليد مثل با شيوهى تلقيح اسپرم يا تخمك اهدايى ، ناشناختهاند « 2 » و سبب گم شدن نسب و اختلاط انساب مىگردند ، چنانكه سبب تلقيح منى يك نفر به زنان بسيارى ، از جمله خواهر ، دختر ، و . . . مىگردد و در نتيجه به ازدواج محارم در آينده خواهد انجاميد . « 3 »
- تلقيح مصنوعى و برخى از مصاديق بارورىهاى پزشكى مستلزم انتقال امراض جنسى ، غير جنسى ( مثل سرطان ، التهاب كبد و . . . ) و وراثتى ، خصوص ايدز مىشود ، حتى اگر در قرنطينه قرار گيرند ، باز احتمال انتقال امراض منتفى نيست ، چون در توليد نسل طبيعى ، ساختار دستگاه تناسلى زن به گونهاى است كه از ورود اسپرمهاى معيوب جلوگيرى مىكند ، اما در تلقيح مصنوعى و برخى روشهاى ديگر اين موانع طبيعى برداشته شده است و در نتيجه فرزندان با عيبهاى خلقتى به دنيا خواهند آمد . در اين صورت ، والدين ژنتيكى يا متقاضيان يا صاحب رحم و . . . از پذيرش فرزند خوددارى نخواهند كرد ؟
- اجارهى رحم آيا سبب تنزّل انسانيت از مقام انسانى نمىگردد ؟ آيا بيع رحم يا خدمات آن صحيح و اخلاقى است ؟ آيا اجير كردن زنى زيبا به وسيلهى خانوادهاى ثروتمند و هوسباز بدين معنا نيست كه با نيروى سرمايه ، نه تنها كار انسان ، كه تن ، خون و سلامت او را نيز مىتوان خريد ؟ آيا رواج آن تمام سنتهاى اخلاقى خانواده را به تمسخر نمىگيرد ؟
- بارورىهاى پزشكى سبب باز شدن راهى ديگر به نام « انتخاب نوع فرزند » ، پسر يا دختر ، خواهد شد كه تعادل حيات انسانى را از بين خواهد برد ، چنانكه جدا كردن اسپرم و تخمك با ابزار پزشكى تأثيرهاى زيانبارى بر آنها وارد خواهد ساخت .
- انجماد اسپرم و فروش آن و جواز بارورى با آن ، سبب تمايل زنان مجرد براى بارورى و خوددارى از ازدواج مىگردد كه علاوه بر مذموم بودن شرعى آن ، مسائل رضايت ولىّ ، پاره شدن بكارت وى و ارش آن و . . . مطرح خواهد شد . « 4 »
- همهى شيوههاى توليد نسل به كمك ابزار پزشكى ، مستلزم كشف عورت زن بر اشخاص بيگانه است ؛ پزشك خواه مرد باشد ، خواه زن . در اين فرض پرسشهاى متعددى به ذهن خطور مىكند : آيا معالجهى عقيمى ، اين كشف را تجويز مىكند ؟ آيا اين ، هتك عرض نيست ؟ آيا داشتن فرزند ضرورت است ؟ و . . .
خصوصا اينكه احتمال موفقيت بيش از ده - پانزده درصد آيا منفعت يا مصلحت وهمى محسوب نمىشود ؟ در اين صورت ، آيا دفع مفسده بر جلب
هامش
( 1 ) . محمد على بار ، « التلقيح الصناعى و اطفال الأنابيب » ، مجلهى مجمع فقه اسلامى ، دورهى دوم ، عدد 2 ، جزء 1 ، ص 289 به نقل از : ندوة الانجاب ، ص 473 و 474 .
( 2 ) . مثلا در سالهاى اوليه 1970 م ، در آمريكا از اين طريق 1400 كودك به دنيا آمد و شناسنامه دريافت كردند ( و نس پاكارد ، همان ، ص 281 ) .
( 3 ) . دكترى از دو جوان خواسته كه برنامهى ازدواج خود را به هم بزنند ، زيرا مىدانسته كه آنها با لقاح مصنوعى و از منى يك اهداكننده توليد شدهاند ، پس برادر و خواهر پدرى هستند .
آيا اين زناى با محارم نيست ؟ البته سرانجام ، آنها قرار ازدواج را به هم زدند ( همان ، ص 278 ) .
( 4 ) . امروزه علاوه بر زنان مجرد ، همجنسبازان هم به فرزند آورى به اين شيوه روى آوردهاند كه حتى قوانين كشورهاى غربى به شدت به مقابله با اين دو پديده برخاستهاند ر . ك : ونس پاكارد ، آدمسازان ، ص 275 به بعد و كرگورى . اى . پنس موارد كلاسيك در اخلاق پزشكى ، ص 27 به بعد و . . .