تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
جانبى خلفى بصل النخاع در بالاى عصب دهم ) ، لكن مسير را با اين رشته عصب طى نكرده و راهش جدا گشته است . اين عصب پس از طى مسافتى زياد مجددا به همراه عصب صورتى ظاهر شده و سپس وارد استخوان چكشى و گوش ميانى مىشود و از اين به بعد با عصب زبانى همراه شده تا قسمت قدامى زبان پيش رفته ، آن را عصب مىدهد . كسانى كه فقط به جزئى از علم احاطه پيدا كرده بودند ، پنداشتند طى اين راه طولانى به وسيله‌ى عصب سرگردان نقص در خلقت است . ولى خداوندى كه معجزات كتابش پايان ناپذير است فرموده است
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ .
امروزه دانشمندان با انجام تحقيقات جديد ، راز نوينى را در همين رابطه كشف كرده‌اند . اين دانشمندان كشف كردند كه ورود اين عصب به استخوان چكشى و گوش ميانى براى انجام مأموريتى ديگر و نشانه‌ى حكمت بالغه‌ى بارىتعالى مىباشد و نه سرگردان بودن عصب ، بدين ترتيب كه اگر به هر علتى فشار داخلى گوش ميانى پايين آمد ، غشاى طبله‌ى گوش به طرف داخل كشيده مىشود و بر اين عصب فشار وارد مىسازد . اين فشار باعث تحريك الياف چشايى همراه عصب مىگردد و در نتيجه‌ى اين عمل ، غدد بزاقى شروع به ترشح بزاق مىكنند و شخص ناچار مىشود آب دهان ( بزاق ) خود را ببلعد . با عمل بلع مقدارى هوا وارد گوش ميانى شده و بدين‌ترتيب مجددا فشار داخلى گوش متعادل مىشود . با متعادل شدن فشار داخلى گوش ، فشار بر عصب سرگردان و همچنين ترشح بزاق دهان متوقف مىشود
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا سُبْحانَكَ
« 1 » اگر بخواهيم دقايق و شگفتيهاى خلقت جسم انسان را بشناسيم ، قطعا از تعجّب دچار حيرت خواهيم شد . لذا به همين مقدار اندك بسنده مىكنيم . در پايان ، خوب است مجددا برگرديم و در معنى اين آيات كه در توصيف خلقت انسان نازل شده‌اند ، اندكى بينديشيم . شايد اين امر باعث شود به گوشه‌اى از عظمت اين كتاب آشنا گرديم و آن را در حد توان ارج نهيم :
وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
« 2 »
هامش
( 1 ) . « بار خدايا تو اين را باطل و بيهوده نيافريدى و تو پاك و منزهى . » آل عمران / 191 . ( 2 ) . « در خلقت شما آدميان و انواع بىشمار حيوان كه در روى زمين پراكنده است هم آيات و براهين قدرت حق براى اهل يقين آشكار است . » ( جاثيه / 4 )