دلالت آنها ، اقتضاى احتياط است ؛ ثانيا ، مىتوان با وضع قانون و مقررات و ايجاد ضوابط و شرايطى ، از آثار زيانبار پيشگيرى كرد و ثالثا ، حكم به احتياط هم بايد طبيعى باشد ، نه اينكه منجر به تحريم حلال گردد . « 1 »
احتياط به صورت بستن راههاى حلال شرعى و نيز تحليل حرام ، هر دو به حكم آيهى شريفهى زير مردود است :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ
« 2 »
« بگو ! به من خبر دهيد ، آنچه از روزى كه خدا براى شما فرود آورده [ چرا ] بخشى از آن را حرام و [ بخشى ] حلال گردانيدهايد ، بگو آيا خدا به شما اجازه داده يا بر خدا دروغ مىبنديد . »
بنابراين اگر اين احتياطها در مقام قانونگذارى و سياستگذارى براى يك كشور باشد ، به مشكلات و عقدههاى فراوان منجر خواهد شد ، زيرا اگر در كشورى ، مثل ايران ده ميليون خانوار وجود داشته باشد ، دستكم ده درصد آنها عقيم و نازا هستند ، آيا احتياطهاى بدون دليل قطعى به مشكلات اجتماعى و روانى منجر نخواهد شد ؟
- بارورىهاى پزشكى ، زن را از موهبت و لذت مادرى كه بس بزرگ و گرانمايه است برخوردار مىكند و موجب همبستگى بيشتر اعضاى خانواده و گرمى كانون خانوادگى مىشود . اگر شوهر به بارورىهاى پزشكى رضايت داده باشد ، مسلّم است كه به داشتن فرزند علاقهى فراوان دارد و به او دل خواهد بست و كمبودى را كه از لحاظ نداشتن فرزند داشته ، جبران خواهد شد . وانگهى ، سعادت خانواده از اين راه تكميل ، آرامش آن تأمين و از ارتكاب زنا جلوگيرى خواهد شد . « 3 »
- بارورىهاى پزشكى از پارهاى مشكلات كه در فرزندخواندگى پديد مىآيد ، به دور است ؛ چه فرزند خوانده كه معمولا از مؤسسات خيريه و تعاون عمومى گرفته مىشود و ممكن است از نظر جسمى ، روحى و اخلاقى موافق ذوق و سليقه پذيرنده نباشد . به علاوه ، وجود پدر و مادر حقيقى براى طفل ، بهويژه اگر آنان معلوم باشند ، مشكلاتى در روابط بين آنان و فرزندخوانده و پدر و مادرخوانده ايجاد خواهد كرد ، اما در تلقيح مصنوعى ، پزشك دقت و مراقبت لازم دربارهى انتخاب دهندهى نطفه به عمل مىآورد و ممكن است كسى را بدين منظور برگزيند كه از لحاظ خصوصيات جسمى و روحى با شوهر زن مشابهت داشته باشد . از سوى ديگر ، دهندهى نطفه و زوجين معمولا يكديگر را نمىشناسند و فقط پزشك است كه آنان را مىشناسد . از اين لحاظ ، طفل به زوجين تعلق خواهد داشت و شخص ديگرى ادعاى نسب نخواهد كرد . « 4 »
آيه : 50
آيات مرتبط : 38 ، 39 قيامت - 3 ليل - 13 حجرات - 223 بقره - 24 ، 34 لقمان - 49 شورى موضوعات : خلقت انسان - مراحل خلقت - آفرينش جنس جنين منبع : پژوهشى در اعجاز علمى قرآن جلد 2 صفحات : 513 تا 517
آفرينش جنس جنين ( مذكر يا مؤنث )
قرآن كريم در مورد مراحل خلقت انسان در چند مورد
هامش
( 1 ) . سخنان محمد على تسخيرى در مجمع فقه اسلامى ، مجلهى مجمع فقه اسلامى ، دورهى دوم ، عدد 2 ، جزء 1 ، ص 369 .
( 2 ) . يونس / 59 .
( 3 ) . ر . ك : اسد اللّه امامى ، مطالعهى تطبيقى نسب در حقوق ايران و فرانسه ، ص 368 به بعد و سيد حسين صفائى و اسد اللّه امامى ، حقوق خانواده ، ص 101 .
( 4 ) . همان .