مىباشد ، « 1 » چنانكه خداوند مىفرمايد :
. . . يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُماتٍ ثَلاثٍ . . .
« 2 »
« شما را در شكمهاى مادرانتان آفرينشى پس از آفرينشى [ ديگر ] در تاريكىهاى سهگانه [ : مشيمه ، رحم و شكم ] خلق كرد . »
باز در جاى ديگر مىفرمايد :
اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ . . . .
« 3 »
« خدا مىداند آنچه را كه هر مادهاى [ در رحم ] باز مىگيرد ، و [ نيز ] آنچه را كه رحمها مىكاهند و آنچه را مىافزايند . »
پس كاهش و افزايش در جنين از موادى است كه رحم زن حامل آماده كرده است .
در اين صورت آيا سزاوار است كه صاحب تخمك را مادر بدانيم و نقش صاحب رحم را به اندازهى پرورشدهنده كاهش دهيم ؟
گروه دوم : اين گروه ، به رغم اينكه معيار پيدايش فرزند از ناحيهى پدر را يك عامل مىدانند و آن اسپرم مرد است ، ولى ارتباط و انتساب فرزند به مادرش را بر اثر دو عامل مىدانند : 1 - ارتباط تكوينى و وراثتى فرزند به مادر كه به وسيلهى تخمك حاصل مىشود و 2 - ارتباط حملى ، ولادتى و حضانتى كه به وسيلهى رحم محقق مىشود . « 4 »
پس زمانى كه تخمك از زنى باشد كه مسؤوليت حمل را به عهده نمىگيرد و حامل جنين ، زن ديگر باشد ، دو عامل انتساب فرزند به مادر در هيچيك از صاحب تخمك و صاحب رحم وجود نداشته ، و هيچكدام مادر محسوب نمىشوند . « 5 »
عدّهى ديگرى از طرفداران اين نظريه معتقدند : هم صاحب تخمك و هم صاحب رحم هر دو مادر مشروع تلقى مىشوند . استدلال آنها اين است كه روايات به مواردى انصراف دارند كه رحم زن يكى از دو ركن تشكيلدهندهى جنين است ؛ يعنى نطفه به وسيلهى تخمكى كه به وسيلهى رحم توليد مىشود ، تشكيل شده باشد و در فرض بحث كه رحم ، توليدكننده و در نتيجه تشكيلدهندهى نطفه نيست ، بلكه جنين تنها در رحم او پرورش يافته و نوزاد از او متولد شده ، احتياطا مادر تلقى خواهد شد و اينگونه فرزندان دو مادرى هستند . « 6 »
ظاهرا منظور اين عده چنانكه از استدلالشان برمى آيد ، آن است كه هر دو مادر واقعى و نسبى هستند .
بعضى ديگر از طرفداران اين گروه معتقدند : اگرچه نمىتوان هر دو را مادر نسبى به حساب آورد ، اما فرزند با هريك از صاحب تخمك و صاحب رحم يك نوع ارتباطى دارد و هر دو را مىتوان به عنوان مادر رضاعى تلقى كرد ، زيرا هر دو در پيدايش و تكون نوزاد تأثيرگذار و سهيم بودهاند و از سوى ديگر ، دليل قاطعى هم نيست كه مادر بودن شرعى به هريك از آن دو اختصاص دارد . « 7 »
گروه سوم : اين گروه اعتقاد دارند كه ملاك مادر بودن در نظر عرف همانند ملاك پدر بودن است .
هامش
( 1 ) . بدر المتولى عبد الباسط ، مجلهى مجمع فقه اسلامى ، دورهى دوم ، عدد 2 ، جزء 1 ، ص 283 .
( 2 ) . زمر / 6 .
( 3 ) . رعد / 8 .
( 4 ) . بكر بن عبد اللّه ، همان ، ص 436 و ر . ك : يحيى عبد الرحمن خطيب ، احكام المرأة الحامل فى الشريعة الاسلامية ، ص 155 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . استفتا از سيد عبد الكريم موسوى اردبيلى توسط مؤسسهى رويان به شماره نامهى 1316 / 73 / 2 د به تاريخ 30 / 11 / 73 و ر . ك : ناصر قرباننيا ، ابعاد فقهى اهداى جنين بر اساس نظريات آية اللّه موسوى اردبيلى ( ارائه شده در سمپوزيوم مسائل فقهى ، و حقوقى انتقال جنين ، ويژهنامه ) .
( 7 ) . يحيى عبد الرحمن الخطيب ، همان ، ص 152 .