عليه و آله » فرمودند : گاهى بند مشك رها و فرزند به او ملحق مىشود . »
رها شدن بند مشك كنايه از ورود منى مرد به رحم زن است و از همين جهت كه منى ( اسپرم ) منشأ پيدايش فرزند است ، فرزند به او ملحق مىشود .
دربارهى منشأ پيدايش فرزند از ناحيهى پدر ، آيات « 1 » و روايات « 2 » ديگرى هم وجود دارد و از مجموع آنها استفاده مىشود كه نسب داراى منشأ تكوينى و واقعى است ؛ به عبارت ديگر ، در عرف اجتماعات پيش از ظهور اسلام ، نسب از پيدايش يك انسان ، از تركيب نطفهى وارد شدهى مرد به رحم زن حاصل مىشده است و اين امر ، منشأ اصلى الحاق طفل به مرد و اساس تحقق نسب بوده است . آنچه مسلّم است ، پس از ظهور اسلام هم اين مبناى طبيعى و واقعى مورد انكار و ردّ قانونگذار اسلام قرار نگرفته است « 3 » و به اصطلاح اصولى در مورد عنوان نسب حقيقت شرعى وجود ندارد .
در فقه نيز نسب به همين معناى عرفى اطلاق مىگردد ( مصاديق اين معنا در مسألهى مساحقه ، حرمت الحاق فرزند ناشى از زنا از سوى زن به شوهر ، حرمت نفى نسب واقعى يا اثبات نسب غير واقعى ( لعان ) و . . . نمايان است ) . قانون مدنى و حقوق هم غير از اين معنا ، معناى ديگرى را اعتبار نكردهاند .
در مورد نسب پدرى ناشى از شيوههاى جديد توليد مثل هم ، قانون مدنى با توجه به مبناى پذيرفته شده در آن ، كه برگرفته از مبانى فقه شيعه است ، نمىتواند 2 تواند اعتبار ديگرى مقرر كند ، يعنى مانند حقوق فرانسه نمىتواند نسب قانونى را براى متقاضيان جنين مقرر كند ، چون طبق ديدگاه قرآن مجيد ، اعتبارهاى غير واقعى و قراردادهاى فرزندآورى و انتساب فرزند ژنتيكى ديگران به طرف قرارداد ، غير مشروع و بىاثر است ، چنانكه در آيهى زير اين معنا به صراحت بيان شده است :
. . . وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ * ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ
. . .
فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آباءَهُمْ فَإِخْوانُكُمْ فِي الدِّينِ وَ مَوالِيكُمْ وَ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ . . .
« و پسرخواندگانتان را پسران [ واقعى ] شما قرار نداده است . اين ، گفتار شما به زبان شما است ، و [ لى ] خدا حقيقت را مىگويد و او [ ست كه ] به راه راست هدايت مىكند . آنان را به نام پدرانشان بخوانيد . . .
و اگر پدرانشان را نمىشناسيد ، پس برادران دينى و موالى شمايند و در آنچه كه اشتباها مرتكب آن شديد بر شما گناهى نيست ، ولى در آنچه دلهايتان عمد داشته است [ مسؤول هستيد ] . »
خلاصه : مفاهيم برداشت شده از قرآن و روايات همان برداشت عرفى و همين برداشت و مفهوم نسب پدرى ، در نظر حقوق اسلامى از جمله قانون مدنى معتبر است . پس نسب پدرى ، رابطهاى است اعتبارى كه از پيدايش فرزند از اسپرم انسان ديگر انتزاع مىشود .
بيان نظريهها
در مورد معيار پيدايش فرزند از ناحيهى مادر ، عده اى از فقها و حقوقدانان ملاك انتساب فرزند به مادر را ، زاييدن مىدانند ؛ عدهاى ديگر مىگويند : براى پيدايش هر فرزند دو عامل تأثيرگذار است : يكى ، پيدايش فرزند از تخمك و ديگرى ، حمل فرزند و ولادت وى از مادر . دارندهى اين دو عامل با هم مادر
هامش
( 1 ) . اعراف / 172 ؛ نساء / 23 و آيات ديگرى كه در آنها تعبير امناء ؛ منى ، يمنى ، ماء دافق ، ماء صلصال و سلاله و نطفه آمده ، بر اين مفهوم دلالت مىكنند .
( 2 ) . حرّ عاملى ، همان ج 14 ، ص 239 ، باب 4 ح 1 و 2 و ج 15 ، ص 114 ، باب 16 ، ح 1 و 2 .
( 3 ) . مهدى شهيدى ، مجموعهى مقالات حقوقى ، ص 164 و ر . ك :
كتابهاى فقهى و حقوقى مربوط به بحث نسب .