نمىتواند منظور آن باشد كه چيزى از خدا جدا شده و در انسان قرار گرفته است . ( همانطور كه برخى در صدر اسلام و زمان ائمه « عليهم السلام » اين توهّم را كرده بودند ) چون خدا بسيط است و جزء ندارد .
و در پايان نتيجهگيرى مىكند كه روح چيست :
« اجمالا از قرآن برمىآيد كه در آدمى ، جز بدن ، چيز بسيار شريف نيز وجود دارد ولى مخلوق خداست نه جزئى از خدا . و تا آن چيز شريف در انسان به وجود نيايد ، آدمى ، انسان نمىگردد ، و چون در حضرت آدم « عليه السلام » به وجود آمد شأنى يافت كه بايد فرشتگان در برابر او خضوع كنند . »
و سپس روح را از امر خدا مىداند و مىگويد :
« اين فعل و انفعالات عالم مادّى كه موجب امكان استعدادى براى پيدايش موجودى مىشود . در اصل پيدايش روح وجود ندارد و روح با فرمان خدا پيدا مىشود . »
و در آخر به آيهى
أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
بازمىگردد و مىنويسد : ظاهرا هر مرحله نسبت به مرحلهاى ديگر ، آفرينش ديگرى است پس چرا تنها پس از نفخ روح فرمود آفرينش ديگرى است .
علّت اين است كه مردم مراحل قبلى را درمىيابند و مىدانند ، ولى مرحلهى روح چون براى ما قابل شناخت نيست مىفرمايد
خَلْقاً آخَرَ
آفرينش ديگرى است از نوع فعل و انفعالات طبيعى و ماده نيست چيز ديگرى است . اين مىتواند شاهدى باشد بر اينكه روح ( خلق آخر ) از سنخ موجودات غير مادّى است .
به علاوه چون ما در مورد روح به حسب استعمالات قرآنى و عرفى ، دريافتيم كه شرط اساسى آن دارا بودن شعور و ادراك است پس اگر با برهانى ثابت كرديم كه شعور مجرد است اثبات خواهد شد كه روح انسانى نيز مجرد است . « 1 »
3 - استاد مشكينى در مورد « روح » احتمال ديگرى مطرح مىكند :
ايشان با ذكر آيات 8 - 9 سجده نفخ روح خدا را به « نبوت ، علم و عقل » تفسير مىكند و مىنويسد :
« بعيد نيست كه نفخ روح در اينجا به معنى اعطاى مقام پيامبرى و دانش ( علم الاسماء ) به انسان و تجهيز او با عقل باشد و اطلاق « روح » به علم و معارف حقه ، صحيح و وارد است . زيرا روح مايهى نخستين و وسيلهى زندگى است و آن بر دو قسم است روح جسدى - روح نفسانى كه روح نفسانى عبارت از دانش ها و معارف دينى است كه درونها يا خويشتنهاى انسانى ( نفوس ) را زنده نگه مىدارد . » « 2 »
4 - دكتر دياب و دكتر قرقوز در مورد نفخ روح مىنويسند :
« عموما مهمترين اتّفاقى كه پس از ماه سوّم براى جنين پيش مىآيد ، حركت و فعّاليّت قلب و رشد سريع جنين و شكلگيرى اندامهاى خارجى است . در ماه سوّم و ابتداى ماه چهارم به دليل عصبدار شدن اندامها ، حركت جنين آغاز مىشود و زن باردار در ماه چهارم حركت جنين را كاملا احساس مىكند و معمولا جنين دختر زودتر از پسر ، حركت را شروع مىكند . ضربان قلب جنين از ابتداى ماه چهارم آغاز شده و كاملا شنيده مىشود .
قرآن پس از بيان مراحل خلقت جنين به اين مرحله نيز اشاره نموده است
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ
« 3 » شايد آگاهترين فرد به اين مرحله و حتى بيش از پزشكان ، مادرى است كه با اولين حركت جنين چيزى در درون خود احساس مىكند كه از قبل وجود نداشته است .
احساس مىكند كه روح ديگرى در اعماق او به وجود آمده است .
هامش
( 1 ) . معارف قرآن ، دوجلدى ، از ص 349 تا ص 359 با تلخيص و تصرف در عبارات .
( 2 ) . تكامل در قرآن ، ص 33 - 34 با تلخيص .
( 3 ) . مؤمنون / 14 .