مطلق است . بدينترتيب ، جنين شكل مىگيرد و طفلى جديد درست مىشود و به دنيا مىآيد .
وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ
« 1 »
دميدن روح در بدن نوزاد
قرآن در آيهى 5 سورهى حج جريان خلق انسان را از ابتدا تا تولد چنين خلاصه كرده :
فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَيِّنَ لَكُمْ وَ نُقِرُّ فِي الْأَرْحامِ ما نَشاءُ
يعنى « اوست خدايى كه شما را [ در ابتدا ] از خاك بيافريد و سپس از نطفه ، و آنگاه از علقه سپس از مضغهى مخلقه و غير مخلقه و بعد شما را از رحم مادر طفلى بيرون آورد . » ما شرح « علقه » را داديم كه شبيه به لخته خون است و « مضغه » دورانى است كه سلولهاى هشيار توليد مىشوند كه هريك وظيفه اى براى ساخت عضوى از بدن به عهده دارند . يكى عضلات قلب را مىسازد ، يكى مغز را درست مىكند يكى استخوان مىسازد ، همانطور كه فرمود
فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً
يعنى « مضغه استخوان را مىسازد و دور آن گوشت مىآورد . » امّا دربارهى اينكه آيهى بالا مضغه را دو نوع بيان فرموده : يكى « مضغة مخلقة » و ديگرى « مضغة غير مخلقة » تفاسير مختلفى ارائه شده است . در تفسير قمى « 2 » از قول امام « عليه السلام » مخلقه را جنين كامل و سالم دانسته و غير مخلقه را جنين ناقص و يا سقط شده دانسته است . در تفسير درّ المنثور نوشته شده كه دوران علقه 40 روز است . سپس به مضغه تبديل مىشود كه دوران آن هم 40 روز است ، آنگاه روح در جنين دميده مىشود . « 3 »
در كتاب كافى از امام ابو جعفر « عليه السلام » نقل شده كه : « غير مخلّقه خلقتى است كه قبل از نفخ روح سقط مىشود . « 4 » »
از اين تفاسير چنين استفاده مىشود كه در قرآن اولا بين جنين سالم و ناقص تفاوت قائل شده و نقص جنين را مربوط به دوران « مضغه » مىداند . ثانيا نفخ روح و جان گرفتن جنين را مربوط به 80 روز بعد از انعقاد نطفه مىداند . 80 روز ( يعنى هفتهى 11 تا هفتهى 12 ) ، زمانى است كه مضغه ، استخوانسازى جنين را شروع مىكند و اگر « نفخ روح » در جنين صورت نگيرد سقط خواهد شد .
دميدن روح در بدن ، از موضوعاتى است كه در تفسير آياتى از قرآن ذكر شده ولى علم پزشكى - خصوصا جنينشناسى - اطلاعى از آن ندارد . در صورتى كه روشن است كه جنين در يك مرحله تغيير حالت مىدهد و از يك مجموعه سلولهايى كه هركدام ، جداگانه ، وظيفهى خود را انجام مىدهند تبديل به يك مجموعهى به هم پيوسته و متمركز به نام انسان مىشود و به جان مىگيرد و اگر جان نگيرد مىميرد و سقط مىشود .
شايد در آينده علم به « روح انسان » دستيابى پيدا كند و بفهمد كه در چه مرحله از جنين و چگونه روح به بدن جنين دميده مىشود . در آيهى 9 سورهى سجده دربارهى روح آورده است :
ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ
يعنى : « پس [ خداوند ] او را صورتگرى كرد و از روحش در آن دميد . » اگر كلمهى « سوّيه » به معناى صورتگرى باشد ، « 5 » معلوم مىشود كه وقتى
هامش
( 1 ) . نحل / 78 .
( 2 ) . طباطبايى : تفسير الميزان ، ج 14 ، ص 489 ، به نقل از تفسير قمى ، ج 2 ، ص 78
( 3 ) . همان ، ج 14 ، ص 499 ، به نقل از در المنثور ، ج 4 ، ص ، 344 ، به روايت از رسول اكرم « صلى اللّه عليه و آله و سلم » است .
( 4 ) . همان ، ص 500 .
( 5 ) . همان ، ج 16 ، ص 390 .