باشد ؛ ولى نمىتوان گفت كه دميدن روح همان مرحلهى حركت جنين و حيات حيوانى است .
2 - تعيين زمان دقيق 4 ماهگى براى زمان شروع فعّاليّت قلب و حركت جنين نيز نمىتواند مطلب دقيقى باشد . چرا كه همانطور كه برخى پزشكان بيان كردند اين زمان از سه تا چهار ماهگى متغير است . برخى از منابع معتبر پزشكى ، تشخيص حركات جنين توسط مادر را در ماه پنجم دانستهاند . « 1 »
3 - آيا بيان اين مرحله ( نفخ روح و خلق ديگر ) مىتواند دليلى بر اعجاز علمى قرآن كريم باشد ؟
پاسخ اين پرسش منفى است . چرا كه اولا حقيقت نفخ روح و خلقت ديگر ، براى ما روشن نيست و تطبيق آنها با شروع فعّاليّت و حركت جنين هم قابل قبول نبود . و لذا بيان اين مطلب از سوى قرآن ، اگرچه در جاى خود مهم و مفيد است ، ولى دليلى بر اعجاز علمى قرآن كريم نيست .
آيه : 14
آيات مرتبط : 78 نحل - 5 حج - 9 سجده - 72 ص - 11 غافر - 6 زمر - 14 مؤمنون موضوعات : خلقت انسان - مراحل خلقت - دوران جنينى منبع : تفسير قرآن و علوم جديد صفحات : 96 تا 100
دوران جنينى ( هفتهى نهم تا هنگام زايمان )
در اين دوران به تدريج رويان ، تبديل به « جنين » مىشود . دوران جنينى از اول هفتهى نهم ( يعنى ماه سوم باردارى ) تا روز تولد طول مىكشد . در اين دوره اندامها به تدريج رشد مىكنند و تكميل مىگردند .
از هفتهى 12 ساخت استخوانها شروع مىشود و دور استخوانها را گوشت مىپوشاند . وقتى كه استخوانها استوارتر شد ، خميدگى كمر جنين كمتر مىشود . سپس دستها و پاها از بدنهى اين گوشت خميده شده رشد مىكنند و در جنين انسان « دم » حذف مىشود .
قرآن تغييرات نطفه ، از ابتداى تشكيل نطفه تا به دنيا آمدن نوزاد را ، در آيهى 14 سورهى مؤمنون خلاصه كرده ، چنين بيان فرموده است :
ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
يعنى « سپس از نطفه علقه را خلق كرديم و بعد از علقه مضغه را خلق كرديم و از مضغه استخوان ها را خلق كرديم و دور استخوانها گوشت قرار داديم و آنگاه خلق جديدى پديد آورديم ، پس برتر آمد آنكه بهترين آفرينندگان است . »
هنگام تكميل اعضاى نوزاد ، آخرين مرحلهى ( قدر جبرى ) نوزاد صورت مىگيرد . اجزا و اعضاى بدن انسان دو دستهاند . گروهى در اختيار انسانند ( گروه سمپاتيك ) مانند دست و پا و گردن و غيره كه مىتوانيم به اختيار خود آنان را به اين طرف يا آن طرف حركت دهيم . و گروهى از اعضا در اختيار انسان نيستند ( گروه پاراسمپاتيك ) مانند كبد ، كليه و قلب كه بدون توجه به خواست ما كار خود را انجام مىدهند و در حقيقت ما اختيار مستقيم بر روى آنها نداريم .
جنين در دوران سوم جنينى كه اعضاى بدن او ساخته مىشوند ، آخرين مرحلهى « تقدير جبرى » خود را طى مىكند . يا داراى قلبى قوى مىشود يا ضعيف ، يا چشمى بينا خواهد داشت يا نابينا ، يا كبد او خوب و سالم به كار خواهد افتاد يا داراى خلل خواهد بود .
نوزاد در اين انتخابات « اختيار » ندارد و تابع جبر
هامش
( 1 ) . رويانشناسى پزشكى لانگمن ، ص 98 .