تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
در مقام بيان وجه شبه نباشد بلكه مرحله‌ى دوم خلقت را بيان مىكند كه ايجاد روح است و در تمام افراد انسان وجود دارد كه در آيات ديگر تحت عنوان
وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي *
به آن اشاره شده بود . وجه شبه‌ى اول با توجه به شأن نزول ، نزديك‌تر از وجه شبه‌ى سوم و چهارم است . اما به‌هرحال فقط وجه شبه‌ى دوم يا پنجم در خود آيه تصريح شده است . چرا كه جمله‌ى ( خلقه من تراب ) بيان وجه شبه‌ى عيسى « عليه السلام » و آدم « عليه السلام » است . كه فقط به خاك اشاره كرده است . ب . در مورد خلقت عيسى « عليه السلام » از خاك دو احتمال وجود دارد : 1 - خلقت بلا واسطه از خاك 2 - خلقت با واسطه‌ى سلسله‌ى موجود از خاك ( و همين دو احتمال در مورد آدم نيز وجود دارد ) . اما خلقت بلا واسطه از خاك در اينجا صحيح نيست چرا كه حضرت عيسى « عليه السلام » بلا واسطه از خاك آفريده نشده است بلكه از جسم مريم « عليها السلام » بود كه مريم « عليها السلام » با واسطه‌ى مواد غذايى او را از خاك به وجود آورد . پس فقط وجه شبه ى دوم ( خلقت با واسطه از خاك ) باقى مىماند و اين مطلب شاهدى بر نظريه‌ى تكامل است نه بر نظريه‌ى ثبات انواع . البته اين احتمال نيز در آيه‌ى فوق بعيد نيست كه بگوييم وجه شبه‌ى پنجم مراد است چرا كه مسيحيان نجران اصل خلقت عيسى « عليه السلام » و خاكى بودن او را قبول نداشتند و او را غير مخلوق و ماوراء طبيعى مىدانستند . پس آيه در صدد رد اين نظر آنهاست و در مقام بيان واسطه داشتن يا نداشتن خلقت آنها از خاك نيست ، يعنى آيه در صدد بيان واسطه و عدم واسطه نيست پس نمىتواند دليلى بر نظريه‌ى تكامل انواع يا ثبات انواع باشد .

سوم : آياتى كه قابل انطباق با هر دو نظريه‌ى تكامل و ثبات انواع هست

1 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
« 1 » « خداوند انسان را از نطفه بيافريد و آن‌گاه او به خصومت و دشمنى آشكار برخاست . » و همين مضمون در يس / 77 و النجم / 66 . 2 -
أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا
« 2 » « آيا به آن خدايى كه ترا از خاك آفريد و سپس ترا به صورت مردى درآورد ، كافر شدى ؟ » و نيز همين مضمون در فاطر / 11 . 3 -
الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ * فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
« 3 » « آن ( خدايى كه ) ترا بيافريد پس به صورتى كامل بياراست و بعد ترا به اعتدال آورد ( به اندازه ساخت ) و به هر صورتى كه خود خواست ترا تركيب و شكل داد . » 4 -
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ
« 4 » « انسان را از علق يا خون بسته . . . آفريد . » كه مراد از « علق » خاك چسبيده ( طين لازب ) يا خون بسته در رحم است ( با توجه به تناسب با دو قول مختلف مورد بحث ) « 5 » .

بررسى :

هرچند كه انطباق اين آيات با هر دو نظريه قابل اشكال است ولى از آنجا كه برخى از اين آيات قبلا مطرح شد و بررسى شد و در مورد بقيه‌ى آيات صاحب‌نظران براى اثبات نظريه‌ى تكامل يا ثبات
هامش
( 1 ) . نحل / 4 ( 2 ) . كهف / 37 . ( 3 ) . انفطار / 7 و 8 . ( 4 ) . علق / 2 . ( 5 ) . استاد مشكينى ، تكامل در قرآن ، ص 63 - 66