بوده باشد از ظاهر آيه بسيار دور است . » « 1 »
ايشان در مورد مستقر و مستودع نيز چند احتمال تفسيرى را ذكر مىكنند . « 2 »
بررسى :
نفس در آيات قرآن به معناى روح و ذات ( و گاهى بدن انسان ) آمده است « 3 » و بر فرض قبول سخنان استاد مشكينى ( نفس يعنى موجودات قبل از انسان ) در نهايت توانستهايم بگوييم كه آيات مورد بحث دو تفسير دارد يكى خلقت همهى افراد از آدم و يكى خلقت آدم و انسانها از موجودى كه قبل از آنها بوده است .
تفسير دوم با نظريهى تكامل سازگار است همانطور كه تفسير اول با نظريهى ثبات انواع سازگار است و كلام استاد مشكينى ( سازگارى تفسيرى اول با نظريهى تكامل ) مبتنى بر اين فرض است كه ثابت كنيم « آدم » با فاصله و واسطهى حيوانات ديگر از خاك آفريده شده است .
كه در بحث بعدى آن را بررسى مىكنيم . پس به طور قاطع نمىتوان اين آيه را دليل نظريهى تكامل يا ثبات انواع دانست .
ب : آياتى كه خلقت آدم « عليه السلام » را از خاك مىدانند :
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 4 »
« همانا مثل عيسى « عليه السلام » در پيش خداوند همانند مثل آدم « عليه السلام » است كه خداوند او را از خاك آفريد . و سپس به او گفت موجود شو پس شد . »
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
« 5 »
« خداوند ، انسان را از گل خشك همانند سفال بيافريد . » دكتر عدنان شريف تمام آياتى را كه خلقت انسان از خاك را مطرح مىكند با نظريهى داروين معارض مىداند ؛ چرا كه مىگويد انسان از خاك آفريده شده نه از موجود قبلى كه زنده بوده است . « 6 »
استاد مشكينى در مورد آيهى 59 سورهى آل عمران دو احتمال را مطرح مىكند :
اول اينكه آيه دليل ثبات انواع باشد . چرا كه از ظاهر آيه برمىآيد كه خداوند آدم « عليه السلام » را از خاك آفريد يعنى او را از خاك صورت و شكل داد سپس به او گفت انسانى زنده باشد پس چنين شد و اين همان مطلوب عقيدهى ثبات انواع است . و وجه شبه در اينجا چگونگى آفرينش يعنى بدون پدر و مادر آفريده شدن است .
دوم اينكه بگوييم آيه با نظريهى تكامل منافاتى ندارد .
چرا كه اشكالى در تشبيه عيسى « عليه السلام » به آدم « عليه السلام » از لحاظ خلقت از خاك ، غذا ، نطفه و علقه تا ولادت و بعد از آن نيست . و همچنين اشكالى نيست كه بگوييم خداوند به عيسى « عليه السلام » ، همراه پيامبرى از همان آغاز زندگى عقل و نيروى درك و انديشه از طريق اعجاز و ارادهى ماوراء طبيعى خود بر خلاف قانون طبيعت و . . . اعطاء نمود چنان كه به آدم نيز عقل و يا علم و نبوت را بدينگونه داد .
وجه شبه در آيه همان همانندى در آفرينش و علم است . و « كن » ( باش ) كه خداوند به آدم مىگويد ، بدين معنا است كه : عاقل و عالم يا عالم و پيامبر باشد .
و در اينجا وجه شبه در ذكر آفرينش از خاك ، آفرينش اصلى و ذاتى است و مىخواهد بطلان آنچه را در ذهن آنها ( مسيحيان ) فرورفته يعنى اينكه مىگويند آفرينش عيسى و آدم « عليهما السلام » از طريق سنن و قوانين جارى خدايى در خلقت انسان ، صورت نگرفته
هامش
( 1 ) . تفسير نمونه ، ج 3 ، ص 245 .
( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 5 ، ص 367 .
( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 3 ، ص 245 و نيز مفردات راغب ، مادهى نفس .
( 4 ) . آل عمران / 59 .
( 5 ) . رحمن / 14 .
( 6 ) . ر . ك : دكتر عدنان الشريف ، من علوم الارض القرآنية ، ص 207 .