تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
در معناى آنها مىرود و نمىتوان به طور قاطع گفت كه آيه ظاهر يا نص در يك مورد است ، تا دليل بر نظريه‌ى تكامل انواع يا ثبات انواع باشد .

دوم : آياتى كه در رابطه با اثبات نظريه‌ى ثبات انواع ( فيكسيسم ) مورد استناد واقع شده است

اين آيات نيز به چند دسته تقسيم مىشوند :

الف : آياتى كه خلقت همه‌ى انسان ، را از يك نفس واحد مىداند :

وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ
« 1 » « او خدايى است كه همه شما را از يك تن در آرامش گاه و وديعت گاهى بيافريد . » و نيز نساء / 1 - اعراف / 189 - زمر / 6 همين مضمون را دارند . و نيز آياتى كه خطاب « بنى آدم » به انسان‌ها مىكند ، مثل : اعراف / 27 - 35 - يس / 60 - اسراء / 70 . استاد مشكينى در طرح نظريه‌ى ثبات انواع ( فيكسيسم ) كه معتقدند « آدم » نخستين انسانى است كه خداوند او را آفريده و حواء دومين فرد از افراد نوع انسان مىباشد و خداوند ساير افراد انسان را از نسل اين دو فرد به وجود آورد ، مىنويسد : « از جمله آيات كه پيروان عقيده‌ى فوق به آن استدلال مىكنند آياتى هستند كه تمامى مردم را آفريده از « نفس واحد » ( يك فرد ) اعلام مىكنند و در برخى آيات از جفت او نيز ياد كرده و هيچ اشكالى ندارد كه نفس واحده را آدم و جفت او را حواء بدانيم . » سپس در تفسير آيه‌ى 98 سوره‌ى انعام مىنويسد : « منظور آيه اين است كه خداوند شما را از آدم آفريد ، پس گروهى از شما هم‌اكنون در صلب پدران يا رحم مادران ( مستقر ) مىباشيد و گروهى نيز از شما تا روز قيامت در گورها به وديعت نهاده ( مستودع ) شده‌اند . » سپس تفسير ديگرى از طرفداران نظريه‌ى تكامل انواع در مورد آيه‌ى 98 سوره‌ى انعام ذكر مىكنند و مىنويسند : « معتقدين به تكامل در تفسير آيه‌ى مزبور مىگويند كه خطاب شامل تمامى افراد نوع انسان ( گذشته و آينده و حتى آدم و حواء ) مىشود . اين است كه مىتوان گفت مراد از « نفس واحده » ( يك تن ) همان موجود زنده نخستين از موجودات تك‌سلولى است كه تمام موجودات زنده از آن به وجود آمده و با تركيبات فعل و انفعالات و توليد مثل ، به صورت انواع مختلف جانداران و سرانجام به صورت « انسان » درآمده است . بنابراين معنى آيه اين‌گونه مىشود : « شما انسان‌ها از نفس واحده ( يك تن ) آفريده شده‌ايد ، برخى از انواع تحول يافته به هم ، از اجداد شما ، مدت‌هاى زيادى بر روى زمين « مستقر » شدند ولى برخى از آن انواع جانداران ، به طور محدود ، موقت و مستودع ( به صورت امانت ) عمر كردند و به زودى از بين رفتند » . « 2 » و سپس متذكر مىشود كه اگر تفسير اول را هم بپذيريم با عقيده‌ى تكامل انواع منافات ندارد چرا كه ممكن است همه‌ى موجودات زمين از نسل آدم و حواء بوده باشند ولى قبل از آدم و حواء نيز انسان هاى ديگر بوده‌اند كه منقرض شده‌اند . و نسل منتخب يعنى آدم كه صاحب عقل بود باقى ماند . « 3 » » استاد مكارم شيرازى در مورد تعبير « نفس واحده » در آيات فوق مىنويسند : « منظور از نفس واحده يك واحد شخصى است و اشاره به نخستين انسانى است كه قرآن او را به نام « آدم » پدر انسان‌هاى امروز معرفى كرده و تعبير « بنى آدم » كه در آيات فراوانى از قرآن وارد شده نيز اشاره به همين است و احتمال اينكه منظور وحدت نوعى
هامش
( 1 ) . انعام / 98 . ( 2 ) . تكامل در قرآن ، ص 46 - 47 با تلخيص . ( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 48 .
قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 330 | محسن عباس نژاد