است ، اعلام كند . « 1 »
ايشان در جاى ديگر با طرح آيهى 14 سورهى رحمن دو تفسير از آيه مىآورد و در نهايت به اين نتيجه مىرسد كه اين آيه به تنهايى بر ثبات انواع و بر تكامل انواع دلالت ندارد . و مجمل است و اثبات هر دو قول را مىتوان از آن برداشت كرد . « 2 »
دكتر احمد ابو حجر با طرح آيات فوق مىنويسد : اين آيات اشاره مىكند كه خدا آدم « عليه السلام » را در ابتدا از خاك به همين شكل آفريد و هيچ آيه از قرآن اشاره به تحوّل انسان از نوعى به نوع ديگر ندارد . « 3 »
استاد مكارم شيرازى در ذيل آيهى 59 سورهى آل عمران پس از شرح شأن نزول آيه كه در مورد مسيحيان نجران است و آنها ولادت حضرت عيسى « عليه السلام » را مطرح كردند و بدون پدر بودن او را دليل الوهيت او گرفتند و آيات فوق به آنان پاسخ داد و چون مسيحيان قبول نكردند آنها را به مباهله دعوت كرد مىگويد : منظور از ( خلقه من تراب ) در آفرينش آدم همان آفرينش جسم آدم و جنبهى مادى او است و اين مطلب به قرينهى جملههاى بعدى به دست مىآيد . كه اشاره به آفرينش حيات و روح مىكند و مىگويد ( ثم قال له كن فيكون ) « سپس به او گفت موجود شو ، او هم موجود گرديد . » يعنى با فرمان آفرينش « حيات و روح » به كالبد آدم دميد . « 4 »
استاد مصباح يزدى نيز با طرح شأن نزول آيهى 59 سورهى آل عمران و اينكه آيه در صدد پاسخ به پدر نداشتن حضرت عيسى « عليه السلام » بوده است ، مىنويسند :
« اين استدلال به درستى نشان مىدهد كه اگر فرض كنيم حضرت آدم « عليه السلام » از نسل ميانگينى بين خاك و خود به وجود آمده ، مثلا از انسانهايى كه عقل نداشتهاند ، اين استدلال نمىتواند استدلال تامّى باشد زيرا نصاراى نجران مىتوانستند بگويند ، حضرت آدم « عليه السلام السلام » از نطفهاى حيوانى به وجود آمده است .
اگر ما اين استدلال را تمام بدانيم - كه هست - ناچار بايد بپذيريم كه حضرت آدم « عليه السلام » از نسل هيچ موجود ديگرى به وجود نيامده است . » « 5 »
بررسى :
در اينجا توجه به دو نكته لازم به نظر مىرسد :
الف : به نظر مىرسد كه در آيهى 59 سورهى آل عمران
إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ
مىتوان وجه شبه را به چند گونه تصور كرد :
1 - تشبيه از جهت پدر نداشتن آدم و عيسى « عليهما السلام » .
2 - تشبيه از جهت خلقت هر دو از خاك با واسطه ( يعنى مواد غذايى تبديل به نطفه ، علقه . . . تا انسان شد ) و در عيسى « عليه السلام » اين كار از طريق حضرت مريم « عليها السلام » صورت گرفت و در آدم « عليه السلام » از طريق انسانها يا ميمونهاى نسل قبل از او .
3 - تشبيه از جهت نبوّت هر دو باشد
4 - تشبيه از جهت علم و عقل هر دو باشد . كه معجزه آسا به آنها داده شد .
5 - تشبيه از جهت اصل خلقت از خاك ( در مقابل مسيحيان كه عيسى « عليه السلام » را خاكى نمىدانستند ) وجه شبههاى شمارهى سه و چهار در آيهى مورد بحث از جملهى « كن » ( ادامهى آيه ) برداشت مىشود . ولى به نظر مىرسد جملهى
ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
هامش
( 1 ) . تكامل در قرآن ، ص 55 - 56 با تلخيص .
( 2 ) . همان ، ص 54 - 55 با تلخيص .
( 3 ) . ر . ك : دكتر احمد عمر ابو حجر ، التفسير العلمى للقرآن فى الميزان ، ص 400 .
( 4 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 435 - 436 با تلخيص .
( 5 ) . معارف قرآن ، ص 342 .