تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
پس نطفه يا بايد به معناى منى مرد يا مايع جنسى زن و مرد باشد و تفسيرى كه استاد مشكينى ارائه كرد موافق هيچ‌كدام از معانى لغوى و اصطلاحى آيه نيست .

د : آياتى كه به مرحله‌ى دوم آفرينش انسان اشاره مىكند :

( بعد از شكل‌گيرى انسان و قبل از انتخاب آدم « عليه السلام » . )
كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِيهِ . . .
« 1 » « مردم همه گروه واحدى بودند ، پس خداوند پيامبران را به عنوان بشارت و بيم‌دهنده فرستاد و همراه آنها كتاب را به راستى و حق فرود آورد تا درباره‌ى آنچه با هم اختلاف كرده‌اند ، حكم كند و اختلاف نكردند در آن . . . » و نيز آيه‌ى 19 از سوره‌ى يونس همين مضمون را دارد . استاد مشكينى معتقدند كه بعد از شكل گرفتن ساختمان وجودى انسان و قبل از انتخاب « آدم » از بين افراد انسانى ، مرحله‌اى بر انسان گذشته است كه همه امت واحدى بودند و بدون مذهب زندگى خود را در پرتو عقل خويش مىگذراندند . ايشان دو آيه‌ى فوق را اشاره به اين مرحله از حيات بشرى مىداند و مىنويسد : « چنان كه از ظاهر آيه معلوم مىشود ، پيش از بعثت انبيا زمانى بر انسانها گذشته است كه آنها امت واحدى بودند و مفهوم واحد بودن مردم در آيه‌ى فوق چنان كه عده‌اى از مفسرين گفته‌اند و اخبار و روايات هم آن را تفسير كرده‌اند ، اين است كه بدون « مذهب » و احكام آسمانى بودند و با عقل‌ها ، انديشه ها و فهم‌هاى خودشان زندگى مىكردند . پس آيه كاملا با منظور ما ( مرحله‌ى دوم از خلقت آدم در نظريه‌ى تكامل ) منطبق است » . « 2 » استاد مكارم شيرازى نيز از آيه‌ى 213 سوره‌ى بقره چهار مرحله‌ى زندگى بشر را برداشت كرده‌اند : مرحله‌ى اول : زندگى ساده‌ى نخستين كه هنوز بشر به زندگى اجتماعى عادت نكرده بود . تضادهايى نبود و طبق فطرت خدا را مىپرستيد . مرحله‌ى دوم : زندگى انسان شكل اجتماعى به خود مىگيرد . مرحله‌ى سوم : تضادها و اختلافات اجتناب‌ناپذير اجتماعى به وقوع مىپيوندد . مرحله‌ى چهارم : انبيا از طرف خدا مأمور نجات انسان مىشوند . و در پايان متذكر مىشوند كه : آغاز پيدايش دين و مذهب به معناى واقعى هم‌زمان با آغاز پيدايش انسان نبوده ، بلكه هم‌زمان با آغاز پيدايش اجتماع و جامعه به معناى واقعى بوده است . بنابراين جاى تعجب نيست كه نخستين پيغمبر اولوا العزم و صاحب آئين و شريعت ، نوح « عليه السلام » پيامبر بود نه حضرت آدم « عليه السلام » . « 3 »

بررسى :

از آيات فوق دو برداشت مىتوان كرد : الف : زندگى انسان پس از پيدايش در كره‌ى زمين دو مرحله داشته است يك مرحله بدون هيچ پيامبرى بوده و بعد « آدم » از بين مردم برانگيخته شد . و زندگى انسان با دين و پيامبران آغاز شد . پس آدم اولين انسان روى زمين نبوده است . ( و اين با نظريه‌ى تكامل داروين سازگار است ) . ب : بعثت انبيا دو گونه بوده است در مرحله‌ى اوليه بعد از خلقت آدم و گسترش نسل او پيامبران بدون
هامش
( 1 ) . بقره / 213 . ( 2 ) . تكامل در قرآن ، ص 27 - 28 . ( 3 ) . تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 58 .