از نطفهى زن و مرد بگيريم ، يكى از شگفتىهاى علمى قرآن كريم است . چرا كه هر دو تفسير بر خلاف تصور عرب معاصر نزول قرآن بوده است . و بالاتر از فكر آنان است و اين مطالب علمى در سدههاى اخير كشف گرديد . پس اين يك رازگويى علمى قرآن كريم است .
امّا اين مطلب دليل اعجاز علمى قرآن نمىشود چرا كه از طرفى احتمالات متعددى در معناى « امشاج » مطرح شده است پس يك معناى قطعى مشخص نمىشود و از طرف ديگر ، قرآن اشارهاى به عناصر تشكيلدهندهى نطفه نكرده بلكه مطلبى كلى و مبهم را بيان داشته است . و از طرف سوم برخى پزشكان قديمى مثل جالينوس حكيم گفته بودند كه زن و مرد هر دو نطفه دارند . هر دو قدرت تصوير دارند ولى قدرت بذر مرد قوىتر از زن است « 1 » و علّامه مجلسى ( ره ) نيز از ارسطو و برخى حكما نقل مىكند كه زن منى اصطلاحى ندارد امّا رطوبتى شبيه به منى دارد كه مجازا به آن منى گويند كه منى مرد با آن مخلوط مىشود . هرچند كه منى مرد فاعل و منى زن منفعل است . « 2 »
پس معلوم مىشود مخلوط بودن ( امشاج ) نطفهى زن و مرد قبل از قرآن نيز مطرح بوده است پس اين مطلب اعجاز علمى قرآن به شمار نمىآيد .
2 - سخنان مرحوم طبرسى در مجمع البيان از چند جهت قابل تأمل است :
الف : اگر مقصود از كلام ايشان در بند « د » ( نطفهى مخلوط با خون حيض است ) اين باشد كه نطفهى مرد با خون حيض مخلوط شود اين سخن با مبانى علمى ناسازگار است چون خون حيض يعنى خونى كه در هنگام عادت ماهيانه دفع مىشود ، همان خونى است كه در هر ماه در عروق داخلى رحم براى تغذيهى احتمالى جنين جمع مىگردد و در صورت لقاح تخمك با اسپرماتوزوئيد خون موجود صرف تغذيهى آن مىشود و در غير اين صورت خونهاى موجود بر اثر پوستهپوسته شدن مخاط رحم و شكافته شدن رگهاى رحم به صورت خون حيض از رحم خارج مىشود . « 3 »
پس خون حيض مخلوط با منى مرد نمىشود و تشكيل نطفه نمىدهد بلكه منى مرد با تخمك زن تركيب مىشود و تشكيل جنين مىدهد .
و اگر مقصود از كلام ايشان در بند « د » اين باشد كه نطفهى زن و مرد پس از تركيب و تشكيل سلول تخم در ديواره رحم جايگزين مىشوند و از خون رحم تغذيه مىكنند همان خونى كه اگر اين تخمك نبود تبديل به خون حيض مىشد ، اين سخن درستى است و با مبانى علمى سازگار است .
ب : سخن ايشان در بند « و » ( مخلوط بودن نطفهى انسان را از طبائع مختلف مثل برودت ، حرارت و . . . ) بر اساس طب قديم است و اين مطلب مىرساند كه مفسران قديمى نيز از علوم طب زمان خويش براى تفسير آيه استفاده مىكردند .
3 - دو اشكال سخن علّامه طباطبائى ( ره ) در تعريف لغوى و اصطلاحى « نطفه » بيان شد و لذا تكرار نمىكنيم .
4 - كلام دكتر پاكنژاد ، صدر و ذيل آن ناسازگار است چرا كه در صدر سخن آيه را به گونهاى معنا مىكند ( مخلوط نطفهى زن و مرد كه از حالى به حالى شده است ) كه ابتلا را به معنى تغيير حالت معنا مىكند . و در ذيل سخن « ابتلاء » را به معناى
هامش
( 1 ) . القانون في الطب ، المقالة الاولي من الفن العشرين ، ج 2 ، ص 532 تا 534 .
( 2 ) . علّامه مجلسى ( ره ) ، بحار الانوار ، ج 57 ، ص 390 ، من كتاب السماء و العالم و التمهيد فى علوم القرآن ، ج 6 ، ص 72 تا 75 .
( 3 ) . ر . ك : تفسير نمونه ، ج 2 ، ص 93 .