نمىشد ولى قرآن كريم تحت عنوان « امشاج » مطلبى بيان كرده است ، متذكر مىشود كه : نطفهى انسان داراى 46 عامل وراثت و هر عامل بين ده هزار تا صد هزار علامت و اطلاعات مخصوص به خود مىباشد .
ايشان در مورد كلمهى امشاج چند احتمال را مطرح مىكند :
الف : مقصود از كلمهى « امشاج » ( مخلوط - متراكم ) اين است كه عناصر انسان متراكم است .
ب : نطفهى مخلوطى از اوصاف پدر و مادر است كه به وسيلهى ژنها به كودك منتقل مىشود . « 1 »
ج : مقصود از كلمهى امشاج آميزش نطفهى زن و مرد و تركيب يافتن دو نطفه و به صورت جنين در آمدن است .
و سپس نتيجه مىگيرد كه : هرچه هست كلمهى امشاج به ما مىفهماند كه خلقت بشر از نظر قرآن دقيقتر از آن است كه بشر فكر مىكند و از طرف ديگر اين كلمه چون معانى مختلفى دارد به ما ثابت مىكند كه محمد « صلى اللّه عليه و آله » نمىتوانسته اين گونه حقايق را كه براى پيروانش قابل رؤيت نبوده به طور صريح بيان كند و از سوى ديگر هم نمىتوانسته حقايق را كتمان نمايد . لذا حقايق را ناگزير طورى بيان فرموده كه آنان بتوانند از آن به اندازهى استعداد خويش درك نمايند . « 2 »
9 - دكتر « موريس بوكاى » در مورد آيهى 2 سورهى دهر : ( ما انسان را از نطفهاى مخلوط آفريديم ) مىنويسد :
« بسيارى مفسران ، مانند پرفسور حميد اللّه ، در اين مخلوطها عنصر مذكر و عنصر مؤنث را مىبينند .
مصنّفان قديم هم نمىتوانستند كمترين ايدهاى از فيزيولوژى بارورى و خصوصا از آنچه كه شرايط زيستشناختى ( بيولوژيك ) جانب زن است داشته باشند ، همان نظر را مىداشتند . امّا مفسران جديد ، مانند « منتخب » نشر شوراى عالى امور اسلامى قاهره اين طرز ديد را اصلاح كرده و در اينجا تشخيص مىدهند كه قطرهى منى واجد عناصر گوناگونى است .
سپس توضيح مىدهد كه منى از عناصر گوناگون زير تشكيل شده است :
الف : ترشحات بيضهها يعنى اسپرماتوزوئيد غوطه ور در مايعى ( سرمگونه )
ب : ترشحات كيسههاى تخمى كه نزديك پروستات هستند و ترشح خاصى بدون عناصر باروركننده دارند .
ج : ترشحات پروستات كه به منى ، ظاهر خامهاى و بوى ويژهاش را مىدهد .
د : ترشحات غدد ملحق به مجارى ادرار ( غدد كوپر - مرى - ليتره ) .
اينها هستند منشأهاى اين « مخلوطها » كه كاملا به نظر مىرسد قرآن از آنها صحبت مىدارد . » « 3 »
10 - ممكن است گفته شود كه : بسيارى افراد در طول اعصار و بهويژه قبل از ظهور اسلام گمان مىكردند كه زن يك مزرعه و ظرف است و نقشى در انعقاد نطفه و جنين ندارد . و فقط اختلاف در اين بود كه آيا صفات كودك همه از پدر است يا نصف آن از پدر و نصف ديگر از جد پدرى اوست و يا صفات از نسل هاى طولانى ( غير از مادر ) به ارث مىرسد . « 4 »
و جالب اين است كه مرحلهى اساسى در تاريخ جنين شناسى تصديق « هاروى » در 1651 ميلادى بود
هامش
( 1 ) . اين نظر را به دكتر يد اللّه سحابى در كتاب خلقت انسان ، ص 147 نسبت مىدهند .
( 2 ) . مصطفى زمانى ، پيشگوئيهاى علمى قرآن ، ص 117 تا 120 .
( 3 ) . مقايسهاى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم ، ص 271 تا 272
( 4 ) . عبد الرزاق نوفل ، القرآن و العلم الحديث ، ص 112 .