[ سوره نحل ]
آيه : 4 خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
آيات مرتبط : 6 ، 7 انفطار - 14 نوح - 37 ، 38 قيامت - 6 طارق - 7 احزاب - 20 مرسلات موضوعات : خلقت انسان - مراحل خلقت - آفرينش از منى منبع : مقايسهاى ميان تورات ، انجيل ، قرآن و علم صفحات : 268 تا 273
توليد مثل انسان در قرآن
فراهم كردن انديشهاى از محتواى قرآن در باب اين موضوع براى خود چيز آسانى نيست . اشكالى كه در اينجا وارد است از پراكندگى بيانات راجع به آن در همهى « قرآن » باشد ؛ امّا پيچيدگى و ابهامى از اين حيث در ميان نيست . آنچه بيشتر مىتواند موجب گمراهى كاوشگر شود ، يك مسألهى لغت است .
فى الواقع ، در عصر ما همواره ترجمهها و تفسيرهاى برخى عبارات قرآن نشر مىشوند كه مىتوانند ايدهى كاملا كاذبى از وحى قرآنى به دانشپژوهانى كه آنها را مىخوانند بدهند . اينچنين است كه اكثر ترجمهها تكوين انسان را از « دلمهاى خون » ، از « الصاق » ذكر مىكنند ؛ چنين بيانى ، براى دانشپژوهى متخصص در اين زمينه ، كاملا غير قابل قبول است .
هرگز انسان چنين منشائى نداشته است . در « بندى » كه از استقرار تخم در رحم مادر صحبت مىكند ، عللى كه عربىدانان ممتاز فاقد فرهنگ علمى را به چنين اشتباهاتى كشانده است ملاحظه خواهند كرد .
چنين مشاهدهاى امكان مىدهد بينديشند كه چقدر مشاركت شناختهاى مربوط به زبان با شناختهاى علمى براى نيل به اخذ معنى مطالب قرآنى راجع به توليد مثل عمده و اساسى است .
قرآن بدوا بر روى تبدّلات متوالىاى كه جنين در رحم مادر تا پايان تحمّل مىكند تكيه مىكند .
سورهى 82 ( الانفطار ) ، آيات 6 و 7 :
« اى انسان چيست كه تو را به پروردگار ارجمندت غرّه كرده است كه تو را آفريده و پرداخته و تناسب داده است و به صورتى كه خواسته تركيب كرده است » .
سورهى 71 ( نوح ) ، آيهى 14 :
« كه ( خدا ) شما را گونهگون آفريده است » .
در جنب اين تذكار خيلى كلى ، نص قرآن توجه را به چندين نكته راجع به توليد مثل جلب مىنمايد كه به نظر مىرسد بتوان چنين طبقهبندى كرد :
1 - بارورى به وسيلهى حجمى بسيار كوچك مايع صورت مىگيرد .
قرآن يازده مرتبه اين مطلب را با به كار بردن اصطلاحى كه در آيهى 4 سورهى 16 ( النحل ) ( به شرح زير ) يافت مىشود تكرار مىكند :
« ( خدا ) انسان را از نطفهاى آفريده . »
ناگزيريم كلمهى عربى « نطفه » را به قطرهى ( منى ) ترجمه كنيم زيرا در زبان فرانسه كلمهى كاملا مناسب وجود ندارد . بايد گفت اين كلمه از فعلى مىآيد كه به معنى « جارى شدن » ، « تراويدن » است ، و براى تعيين آنچه كه در سطحى پس از تخليهى آن مىماند به كار مىرود . پس مقدار بسيار كمى مايع را مشخص مىكند و از آنجاست معنى قطرهى آب ، و در اينجا قطرهى منى ، زيرا كلمه در آيهى ديگرى با كلمهى منى پيوسته است .
سورهى 75 ( القيامه ) ، آيهى 37 :
« مگر ( انسان ) مايهاى از منى نبود كه ريخته مىشد » .
در اينجا ، كلمهى عربى « منى » - « اسپرم » را تعيين مىكند .
آيهى ديگرى نشان مىدهد كه قطرهى مورد بحث در محل اقامت ثابتى ( قرار ) گذارده شده كه به وضوح