مىشود مىگردد . پس به منى مرد و زن نطفه گويند چون سيلان دارند « 1 » .
تذكر : همانطور كه مشاهده شد كلمهى « نطفه » در لغت مخصوص مردان نيست بلكه شامل آب مرد و زن مىشود .
نطفه در اصطلاح : نطفه در اصطلاح عبارت است از چيزى كه از مردان يا زنان براى لقاح و تشكيل جنين خارج مىشود كه در مورد آب مردان به آن منى مىگويند و از نظر پزشكى شامل ميليونها اسپرماتوزئيد است و در مورد آب زنان به آن تخمك ( اوول ) « 2 » گويند . اين تخمكها دايرهاى هستند به قطر متوسط 135 مو و گاهى تا 200 مو مىشوند كه با چشم ديده مىشوند . و تعداد آنها كلا حدود چهار صد هزار عدد است كه در دوران باردارى نزديك به چهارصد عدد آنها از زن خارج مىشود . يعنى در هر ماه سيزده عدد « 3 » . البته فقط يك عدد از اين تخمكها كامل شده و خارج مىشوند . و بقيه ( حدودا 12 عدد ديگر ) تحليل مىروند .
اسپرماتوزئيد به سرعت از مهبل ( مجراى تناسلى زن ) وارد زهدان و متعاقبا وارد لولههاى زهدانى مىگردد .
اين صعود احتمالا به دليل انقباضات ماهيچهاى زهدان و لوله مىباشد .
بارورى ( گشنيده شدن - لقاح -
Fertilization , ( Fecondation
فرآيندى است كه در آن گامتهاى مرد و زن با هم ادغام مىشود . بارورى در ناحيهى حبابى لولهى زهدان اتّفاق مىافتد . اين ناحيه وسيعترين قسمت لوله بوده و نزديك تخمدان قرار گرفته است . در حالى كه اسپرماتوزئيد مىتواند 24 ساعت در مجراى توليد مثل زن زنده بماند ، تصور مىشود كه تخمك ثانوى اگر بارورى نشود 12 تا 14 ساعت پس از تخمكگذارى مىميرد « 4 » .
استاد آية اللّه معرفت مىنويسند : نطفه بر سه چيز اطلاق مىشود :
1 - نطفه مرد كه همان اسپرمها ( حيوانات منى ) هستند .
2 - نطفه زن كه همان اوول ( البويضه ) است .
3 - نطفه مخلوط ( يا امشاج ) كه از آب مرد و زن تشكيل مىشود « 5 » .
علّامه طباطبائى ( ره ) در زير آيهى 2 سوره انسان ( دهر ) مىنويسند :
« النطفة في اصل بمعني الماء القليل غلب استعماله في ماء الذكور من الحيوان الذي يتكّون منه مثله » « 6 »
« نطفه در اصل به معنى آب كم است كه استعمال آن غالبا در مورد آب جنس نر از حيوانات است آبى كه از آن توليد مثل مىشود . »
سخن علّامه از دو جهت قابل اشكال است :
نخست آنكه نطفه به معنى آب چه كم يا زياد مىآيد نه آب كم همانطور كه برخى از لغويين قديمى بدين مطلب تصريح كردهاند « 7 » .
و دوّم آنكه نطفه به معنى آب مردان و زنان استعمال شده است . و برخى از مفسرين و لغويين قديم و جديد بدان تصريح كردهاند « 8 » . و دليلى بر غلبهى آن
هامش
( 1 ) . ر . ك : فيومى ، مصابح اللغة - راغب اصفهانى ، مفردات و نيز مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن الكريم ، ج 12 ، ص 158 تا 160 .
( 2 ) .Ovum( 3 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 241 و نيز طب در قرآن ، ص 77 - 78 .
( 4 ) . رويانشناسى پزشكى لانگمن ، ص 23 و ص 29 .
( 5 ) . التمهيد فى علوم القرآن ، ج 6 ، ص 81 .
( 6 ) . الميزان ، ج 20 ، ص 209 .
( 7 ) . ر . ك : الفيومى ، مصباح اللغة و نيز الخليل الفراهيدى ، العين ( النطفة الماء الصافى قلّ او كثر ) .
( 8 ) . ر . ك : الفيومى ، مصباح اللغة و مصطفوى ، التحقيق فى كلمات القرآن كريم ، ج 12 ، ص 159 و مجمع البيان ، ج 5 ، زير آيهى 2 سورهى دهر .