ز صافى شعلهء حل كرده پر سازيد جامم را * به جوش آرد مگر در مغز من سوداى خامم را
بجاى سبزه و گل شعلهء دود از زمين خيزد * فشانى گر به خاك از روى مستى درد جامم را « 1 »
جامع الجوامع يا مجمع الجوامع ناتمام مانده . بعد از ان نوهء خواهرش حكيم محمد حسين بن حكيم محمد هادى عقيلى خراسانى ثم شيرازى آن را بتكميل رسانيد « 2 » .
( حكيم محمد هادى عقيلى هم پزشك بلند رتبه و پزشك خصوصى مهابت خان بود « 3 » ) .
بقول صاحب پزشكان نامى پارس ، جامع الجوامع بر پنج فن مشتمل است كه براى هر فن يك مجلد جداگانه دارد . مجلد اول خلاصة الحكمت و مجلد دوم مخزن الادويه كه دربارهء مفرداتست و مجلد سوم ذخاير التركيب ( در مركبات ) معروف به قرابا دين كبير و مجلد چهارم در امراض مختصه و مجلد پنجم در امراض غير مختصه . آقاى بزرگ طهرانى كتابى ديگرش « دستور شفائى » را هم نامبرده - دكتر محمد تقى مير استاد بزرگ جراحى در دانشكدهء پزشكى شيراز دربارهء مخزن الادويه و قرابا دين كبير مىنويسد كه اين كتابها باندازهاى شهرت دارند كه همهكس آنها را مىشناسد و هنوز دانشمندان و محققين پزشكى ايران از آنها استفاده مىكنند « 4 » .
از نقاط ايران بعد از گيلان و شيراز ، شهرى كه آفتاب پزشكى بر آن پرتوافگن بود ، تبريز است . موجد مكتب پزشكى تبريز مير قابل است كه پزشك بىمانندى بود - مؤلف مأثر رحيمى راجع به او مىنويسد :
« حكمتپناه جالينوس الزمانى افلاطون الدورانى مير قابل تبريزى از جمله اطباى مشهور و اعيان دار السلطنتست و از راه طبابت در
هامش
( 1 ) - پزشكان نامى پارس ، ص 86 .
( 2 ) - ايضا ، ص 85 .
( 3 ) - اطباى عهد مغليه ، ص 204 .
( 4 ) - پزشكان نامى پارس ، ص 78 .