تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
گروه ديگر پزشكانى كه در دورهء سلاطين مغول هند گذشته از گيلان و شيراز و تبريز و از نقاط ديگر ايران بهند اسلامى وارد شدند ، بعضى از آنان ازين قراراند . حكيم سيف الملوك از دماوند و حكيم مشهدى از مشهد كه در عهد اكبر آمدند « 1 » . از اردستان كه ميان كاشان و اصفهان واقعست ، حكيم جلال الدين مظفر « 2 » و از هرات چنان كه قبل ازين گفته شد يوسف بن محمد بن يوسف الهروى بدربار بابر پيوست و در سال 946 ه براى همايون رياض الادويه را تاليف كرد « 3 » . پزشك ديگرى كه در زمان شهنشاه اكبر از اصفهان بهند اسلامى آمد مظفر بن محمد الحسينى الشفائى است « 4 » . بقول صاحب مآثر الكرام اسمش شرف الدين حسينست « 5 » و شيخ فريد بهكرى ويرا بنام حكيم شفائى ياد كرده مىگويد : « از حكماى معتبر ولايت بود « 6 » » . بنا بگفتهء مؤلف مطرح الانظار اسمش حسن و لقبش شرف الدين شفائيست . بقول وى اين پزشك عالىمرتبت معاصر مير باقر داماد و شيخ بهاء الدين عاملى بود و در سال 1037 ه فوت كرد . قرابا دين شفائى « 7 » از آثار اوست كه در سال 1267 ه منتشر شده است . در شعر هم مقام شامخى را دارا بود . وقتىكه بهند اسلامى آمد صايب گفت :
در اصفهان كه به درد سخن رسد صايب * كنون كه نبض‌شناس سخن شفائى نيست
هامش
( 1 ) - مآثر رحيمى ، مجلد سوم ، ص 243 . ( 2 ) - وى در لاهور منزلى بنا كرد و جهانگير حسب التماس او در آنجا شرف قدوم بخشيد ( توزك جهانگيرى ، ص 146 ) . ( 3 ) - فهرست مخطوطات برتش مىوزيم ، ص 475 ، 525 . ( 4 ) - آئين اكبرى ، ص 188 . ( 5 ) - مآثر الكرام ، مجلد دوم ، ص 47 . ( 6 ) - ذخيرة الخوانين ، مجلد اول ، ص 245 . ( 7 ) - حكيم هادى حسين مرادآبادى اين كتاب را باردو منتقل كرده است و اين ترجمه در 1299 ه در مطبع نامى لكهنؤ چاپ گرديده .