همام در 1004 ه به مرض « سل » در لاهور زندگانى را بدرود گفت و پيكر ويرا به حسن ابدال آورده در كنار آرامگاه برادرش به خاك سپردند « 1 » .
برادر سومين ابو الفتح گيلانى ، نور الدين قرارى هم يكى از مقربين خصوصى اكبر و بنا بگفتهء ملا عبد القادر بدايونى خيلى درويش مشرب و منكسر المزاج بود « 2 » .
مؤلف مآثر الامراء اقوال و اشعار جالب و حكيمانه ويرا درج نموده كه فضل و دانش و كمال هنر شعر و استعداد رفيع او را روشن مىكند . يكى از اقوال اوست :
«
اظهار همت نزد ديگرى اظهار طمع است
» . جاى ديگر دربارهء برادران خود مىگويد :
« حكيم ابو الفتح را همه دنيا گفتى ، حكيم همام را مرد آخرت شمردى و خود را از هر دو بركناره داشتى » « 3 » .
اين بيت شيوا ازوست :
چه تهمت بر اجل بندم ز چشمت خوردهام تيرى * كه آنم مىكشد گر بعد صد سال دگر ميرم
« 4 » و اين دو شعر وى بسيار پرمغز و نغز است :
اى دل برغم مدعى از عشق بيزارم مكن * رسواى ايمان كردهاى ، بدنام زنارم مكن
مرگست روزى از عدم تشويش هستى داده را * يا رب ز خواب نيستى در حشر بيدارم مكن
« 5 » مؤلف طبقات اكبرى رباعى زير را از او نقل كرده :
هامش
( 1 ) - منتخب التواريخ ، مجلد سوم ، ص 168 .
( 2 ) - ايضا ، ص 167 .
( 3 ) - مآثر الامراء ، مجلد اول ، ص 561 .
( 4 ) - ايضا .
( 5 ) - مآثر رحيمى مجلد سوم ، ص 849 .