گر عشق مرا باز خريدار افتد * كارى نكنم كه پرده از كار افتد
سجادهء پرهيز چنان افشانم * كز هر تارش هزار ز نار افتد
« 1 » وى بامر اكبر به بنگاله رفت و شايد به همان جا روز 6 - ربيع الاول 1004 ه فوت كرد .
حكيم لطف اللّه گيلانى برادر چهارمين حكيم ابو الفتح گيلانى بود . وى شايد بعد از ورود سه برادر خود بهند اسلامى وارد گرديد و بتوصيه حكيم ابو الفتح گيلانى در سلك بندگان شهنشاه اكبر منسلك گشت . ملا عبد القادر بدايونى راجع به او مىنويسد :
« در طب بحذاقت مشهور است « 2 » »
بعد از ابو الفتح گيلانى هم افراد اين خانواده خدمت پزشكى را شعار خود ساخته ، چنان كه فتح اللّه گيلانى پسر لطف اللّه گيلانى در اين باب سنن اسلاف خويش را ادامه داد - صاحب مآثر الامراء مىنويسد :
« حكيم فتح اللّه صاحب حيثيت و قابليت بود « 3 » » .
همام دو پسر داشت ، حكيم حاذق و خوشحال خان و هر دو بسبب كمال هنر بر مناصب جليله فايز شدند . حكيم حاذق در دورهء اكبرى در فتحپور سيكرى تولد يافت . مؤلف مآثر الامراء دربارهء استعداد و قابليت وى در دانش و هنر مىنويسد :
« حكيم حاذق سلمه اللّه تعالى بجميع استعدادات آراسته و پيراسته بود « 4 » » .
و جاى ديگر مىگويد : « بآداب عم و پدر به خدمت پادشاه بسر مىبرد « 5 » » .
در شعر صاحب ديوان بود . اين بيت معروف منسوب به اوست :
دلم به هيچ تسلى ؟ ؟ ؟ شود حاذق * بهار ديدم و گل ديدم و خزان ديدم
هامش
( 1 ) - طبقات اكبرى ، ص 402 .
( 2 ) - منتخب التواريخ مجلد سوم ، ص 169 .
( 3 ) - مآثر الامراء مجلد اول ، ص 561 .
( 4 ) - ايضا ، 587 .
( 5 ) - ايضا ، 590 .