تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ روابط پزشكى ايران و پاكستان ( فارسى ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
گر عشق مرا باز خريدار افتد * كارى نكنم كه پرده از كار افتد سجادهء پرهيز چنان افشانم * كز هر تارش هزار ز نار افتد
« 1 » وى بامر اكبر به بنگاله رفت و شايد به همان جا روز 6 - ربيع الاول 1004 ه فوت كرد . حكيم لطف اللّه گيلانى برادر چهارمين حكيم ابو الفتح گيلانى بود . وى شايد بعد از ورود سه برادر خود بهند اسلامى وارد گرديد و بتوصيه حكيم ابو الفتح گيلانى در سلك بندگان شهنشاه اكبر منسلك گشت . ملا عبد القادر بدايونى راجع به او مىنويسد : « در طب بحذاقت مشهور است « 2 » » بعد از ابو الفتح گيلانى هم افراد اين خانواده خدمت پزشكى را شعار خود ساخته ، چنان كه فتح اللّه گيلانى پسر لطف اللّه گيلانى در اين باب سنن اسلاف خويش را ادامه داد - صاحب مآثر الامراء مىنويسد : « حكيم فتح اللّه صاحب حيثيت و قابليت بود « 3 » » . همام دو پسر داشت ، حكيم حاذق و خوشحال خان و هر دو بسبب كمال هنر بر مناصب جليله فايز شدند . حكيم حاذق در دورهء اكبرى در فتحپور سيكرى تولد يافت . مؤلف مآثر الامراء دربارهء استعداد و قابليت وى در دانش و هنر مىنويسد : « حكيم حاذق سلمه اللّه تعالى بجميع استعدادات آراسته و پيراسته بود « 4 » » . و جاى ديگر مىگويد : « بآداب عم و پدر به خدمت پادشاه بسر مىبرد « 5 » » . در شعر صاحب ديوان بود . اين بيت معروف منسوب به اوست :
دلم به هيچ تسلى ؟ ؟ ؟ شود حاذق * بهار ديدم و گل ديدم و خزان ديدم
هامش
( 1 ) - طبقات اكبرى ، ص 402 . ( 2 ) - منتخب التواريخ مجلد سوم ، ص 169 . ( 3 ) - مآثر الامراء مجلد اول ، ص 561 . ( 4 ) - ايضا ، 587 . ( 5 ) - ايضا ، 590 .